استبداد حكومت كند و در ميان موالى به مثابه استعمارگرى كه مستعمره خود را تا وقتى كه منفعتى دارد ، نگه مىدارد و پس از آن به دور مىافكند ، حكومت كند . قبلًا يادآورى كرديم كه معاويه دربارهء هزاران نفر از موالى كه آنها هم انسان بودند و عقل و احساسات و نيازهاى جسمى داشتند ، چنين گفت : « فكر من اين است كه گروهى از آنها را بكشم و گروهى را براى رونق كار بازارها و تعمير راهها نگاهدارم » . منتهى احنف بن قيس ، او را از اين تصميم باز داشت ، و گرنه او اين تصميم شوم را عملى مىكرد و هزاران نفر را به قتل مىرساند !
اكنون فصولى را از رفتار دولت اموى و كسانى كه از آنها الهام مىگرفتند ، نسبت به موالى كه عربيت را پذيرفته و در راه آن كوشش مىكردند ، شرح مىدهيم :
گفتيم كه سياست امويان ، تعصب جاهلى قبيلهاى را به نحوى كه به زيان قوم عرب و به سود بنىاميه بود ، زنده كرد ، لكن لبه تيز اين تعصب ، بيشتر به سوى موالى بود . از آنجا كه توده مردم در آن زمان مصالح حقيقى خود را درك نمىكردند ، امويان در دامن زدن به آتش تعصب قبيلهاى و تعصب عنصرى در ميان عرب و هموطنان نوعربشان ، موفقيتهاى بزرگى را به دست آورده بودند .
بهترين مثال تعصب قبيلهاى در عهد اموى اين داستان است : مردى از قبيله ازد ، طواف كعبه مىكرد و براى پدر خود دعا مىكرد . گفتند : چرا براى مادرت دعا نمىكنى ؟ گفت : او از قبيله تميم است ! امّا تعصب عرب بر ضد موالى ، تا آنجا بود كه بسيارى از آنها بدرفتارى نسبت به ايشان را كارى معمولى تلقى مىكردند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2170
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٧٠