ضحاك ، ابان بن عبدالحميد ، ابن مناذر ، رقاشى ، ديكالجن ، عكوك ، محمدبن يسير رياشى ، عتابى ، ابنالرومى ، كشاجم ، مهيار ديلمى و طغرايى .
اگر بگوييم منافعى كه اينها و موالى ديگر در زمان عباسى ، از عرب كسب نمودند ، در برابر نتايجى كه عرب در دوران انتقال از توحش به تمدن ، از وجود آنها گرفتند ، بسيار ناچيز است . جاى شگفتى نيست تمام علوم يونانى و هندى و ايرانى و رومى و كلدانى و مصرى و . . . توسط موالى به اعراب منتقل شد . طب ، جراحى ، داروسازى و تركيب داروها ، هندسه ، جبر ، حساب ، ستارهشناسى ، رصد ستارگان ، شيمى و ساير علوم طبيعى به وسيله موالى به عربى ترجمه شد و پيش از آن كه عربهاى اصلى آنها را فرا بگيرند و سهمى در پيشرفت آنها داشته باشند ، آنها به پيشرفتهايى چشمگير و درخشان نايل آمده بودند . فلسفهها و آيينهاى كشوردارى و قوانين را نيز عرب به كمك موالى فراگرفت . راه و رسم آبادانى شهرها و بلاد را نيز از موالى آموخت . از بركت وجود همينها بود كه زبان عربى به قدرى از لحاظ الفاظ و تعبيرهاى تازه ، پيشرفت كرد كه توانست تمام علوم و معارف قديم را در خود جاى دهد . احمد امين مىگويد :
« اگر امت اسلامى ، فقط امت عربى بود ، در ميان آنها امثال خوارج و مرجئه را مىتوانستيم ببينيم ، اما - به عنوان نمونه معتزله را با همه تحقيقات فلسفى و انديشههاى عميقشان هرگز نمىتوانستيم ببينيم . »
علت اين كه موالى در عصر اموى و عباسى در همهء مظاهر تمدن ، بر عرب برترى يافتند ، همين است كه آنها در تمدن و علوم و صنايعى كه اسباب پيشرفت تمدن هستند ، پيشگام بودند . آنها فرزندان اقوامى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2168
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٦٨