اى كسى كه بهخود ستم كردهاى ، تأملنما ، آيا امروز دوستى سراغ دارى ؟
اى ابن رشد ، با همه كوششهايى كه در دنيا انجام دادى ، از هدايت دور افتادى .
تو همچون نياكان خود در دين رياكار بودى .
ابن رشد در زمان گمراهيش دين را به شكل ديگرى درآورد .
خدا را شكر كه او و پيروانش گرفتار آمدند . »
و نيز مىگويد :
« سرانجام دست قضا و قدر آنچه مىبايست را انجام داد و گمراهانى كه در راه دين به فلسفهبافى و زندقه روى آورده بودند ، گرفتار شدند . »
آنها به منطق و فلسفه سرگرم شدند و گفته شد : حقيقت اين است كه بلا و گرفتارى با منطق و فلسفه توأم است .
همين موجود ، منصور را به خاطر اين كه شخصاً آزادفكران را تبعيد و گرفتار مىكند ، اين طور مىستايد :
« اى اميرالمؤمنين ، اميدوارم كه به آرزوهاى خود برسى ، زيرا كه ما را به آرزوهاى خود رساندى .
گروهى را كه تمام بلاها از ناحيه منطق ايشان است ، گرفتار كردى و به آيين خدا رونق بخشيدى .
آنها را به مردم معرفى كردى تا از آنها دورى و تبرى جويند ، و با خوارى و خفت ايشان ، چهره هدايت آشكار شد .
فرمان دادى كه در تمامى جهان از آنها و كتابهايشان سخنى گفته نشود و كوشش در اين كار بسيار پسنديده است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2149
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٤٩