تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2146

مساهمون:

ص٢١٤٦
رسانيد . ستايش خدا راست كه او را در جهنم سرنگون كرد و به كيفر رسانيد . اميرالمؤمنين ! از وى سؤال كرد و او به تشبيه اقرار كرد و تكلم به كفر نمود ، از اين رو اميرالمؤمنين خونش را حلال شمرد ، و او را لعن كرد . » به دنبال اين ماجرا فرمان داد كه تمام كسانى كه با احمد معاشرت داشته‌اند ، دستگير شوند ، و به زندانهاى تنگ و تاريك بيفتند . معتصم عباسى ، پيش از الواثق ، احمد بن حنبل را احضار و او را در مساله خلق قرآن آزمود . او عقيده خود را نسبت به قديم بودن قرآن اظهار كرد ، خليفه او را به سختى تازيانه زد ، به طورى كه تمام بدنش مجروح شد و آنگاه او را به زنجير بست و به زندان انداخت . « ابو يعقوب بويطى » جانشين شافعى ، در حالى كه به زنجير كشيده شده بود ، به بغداد برده شد . خواستند كه قائل به خلق قرآن شود و او قبول نكرد ، تا اين كه در زير زنجير گران در زندان بغداد ، چندان ماند تا جان سپرد ! ابن حيان بستى را كه يكى از علماى عصر خود بود ، به بهانه اين كه بعضى از علوم رياضى را مىداند ، به قتل رساندند . حبيب بن عبداللَّه بن زبير را كه مردى دانشمند بود و كتابهاى بسيار خوانده بود ، صد ضربه شلاق زدند ! آنگاه وليد بن عبدالملك در يك صبح بسيار سرد دستور داد يك خمره آب سرد بر سر او ريختند ! و حبيب از شدت سر ما جان داد . محمد بن سليمان مردى به نام عبدالكريم بن عوجاء را به خاطر مسائل دينى به دار آويخت . ابن رشد ، از بزرگترين فلاسفه روزگار و از قطبهاى عالم انسانيّت بود ؛ ستمهايى كه به او روا داشتند ، مىتواند شاهد خوبى باشد بر اين كه تمام سختگيريها و كشتارهايى كه به نام دين صورت مىگرفت ، درواقع به منظور دفاع از منافع طبقه حاكمه بود . محمد لطفى جمعه در كتاب تاريخ فلاسفهء الاسلام به نقل از كتابهاى تاريخ مىگويد : « ابن