در اين روزگار ، تعصب و جمود تنها به دستگاه حكومت و يا عوام اختصاص نداشت ، بلكه بعضى از متفكران و فلاسفه نيز - كه مقامى برتر از شاهان و عوام دارند گرفتار آن شده بودند .
ملاحظه مىكنيم كه توماس فيلسوف نابغهء اروپايى تعصب دينى را در برابر آزاد فكرى تصويب مىكند . نابغه و فيلسوف اسلامى ، « غزالى » نيز چنين تعصبى را روا مىدارد ؛ وى فلاسفه را تكفير كرد و انديشههاى آنان را رذل و باطل شمرد . در كتاب المنقذ من الضلال مىنويسد : « از مطالب بدعتآميز و كفرآميز آنها چيزهايى بجا ماند كه توفيق نابود كردن آنها دست نداد . واجب است كه فلاسفه قديم و فيلسوفان اسلامى نظير ابن سينا و فارابى و . . . تكفير شوند . »
غزالى با همه عظمتى كه در تفكر داشت ، خود را ناچار مىديد كه علوم رياضى را آفت بشمارد . عقيده او اين بود كه بايد مردم را از يادگيرى آن بازداشت . در اين باره مىگويد : « اينها آفتى بزرگ هستند . از اين رو بايد كسانى را كه در اين علوم دقت مىكنند ، ممانعت كرد . گرچه اين علوم ، لطمهاى به دين نمىزنند . لكن به آن دليل كه از پايههاى علوم فلاسفه هستند ، عاقبت شوم ايشان به اينها نيز سرايت مىكند . كمتر كسى را سراغ داريم كه در اين علوم دقت كرده باشد و مهار دين و تقوا را از كف نداده باشد . »
وى در كتاب تهافت الفلاسفه با فلسفه و فكر آزاد بيشتر به مبارزه برمىخيزد و فلاسفه را تكفير مىكند و آنها را مستحق جهنّم مىداند ، و خشم و قهر مردم را در مقابل ايشان برمىانگيزد .
بيشتر از اين به عصر انحطاط در جهان اسلام و عرب نمىپردازيم ، زيرا اين رشته سر دراز دارد . تنها به اختصار بگوييم كه آن زمان ، زمان
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2151
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٥١