تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2143

مساهمون:

ص٢١٤٣
ابيطالب ( ع ) شهرت داشتند . يعقوب بن اسحاق نحوى معروف به ابن سكيت ، از كسانى است كه گاهى با متوكّل نشست و برخاستى داشت . روزى متوكل از او پرسيد كه نزد او معتز و مؤيد - پسران متوكل محبوبترند يا حسن و حسين ، فرزندان على ( ع ) ؟ ! وى پسران متوكل را حقير شمرد و نام حسن و حسين را - چنان كه شايستگى داشتند به عظمت و بزرگى ياد كرد . متوكل به خدمتكاران ترك دستور داد شكمش را دريدند . همين كه او را به خانه رسانيدند ، جان سپرد ! بديهى است كه متوكل چاره‌اى نداشت جز اين كه ابن سكيت نحوى را به بىدينى متهم كند ! تشخيص تعصّب ، به مفهوم واقعى و تعصّبى كه در پشت آن يك مقصد سياسى يا نفع شخصى نهفته است ، دشوار است . علّت آن اين است كه در دوره‌هاى ركود فكر و خرد ، نفوذ سياسى و نگهبانى از دين يك جا متمركز شده است ؛ حاكمان در اين دوره‌ها ، بيشتر اوقات ، دين و منافع شخصى خود را به هم مىآميزند و افراد و گروههاى مخالف را هم به بهانه بىدينى نابود مىكنند . با وجود اين ، در اين مطلب نبايد ترديد كرد كه بسيارى از جنايتها و وحشيگريها در اين دوره‌ها به نام دين رخ داده است ! در برخى از جناياتى كه صورت مىگرفت ، هم مصلحت دينى وجود داشت و هم مصلحت شخصى ، امّا بيشتر اين كارها از طريق رابطهء مستقيم ميان نادانى مردم و منافع طبقه حاكمه صورت مىگرفت و هيچ‌گونه مصلحت دينى در كار نبود . مردى از شام ، به نام غيلان دمشقى به يارى انديشه و تجارب خود ، در مسأله قضا و قدر ، عقيده خاصى پيدا كرد . جماعتى از اهل شام اطراف او گرد آمدند ، و مطالبى پيرامون « قدر » از زبان او ، كه