تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2144

مساهمون:

ص٢١٤٤
مردى سخنور بود ، شنيدند ؛ آنگاه از اطراف او پراكنده شدند و تا توانستند مردم را عليه او شورانيدند . هشام بن عبدالملك از يك جهت به خاطر حفظ دين ولى بيشتر براى جلب توجه و علاقه مردم نسبت به خودش ، امر مبارك را براى قطع دستها و پاها و كشتن و به دار آويختن و آتش زدن او صادر كرد ! بىشك اگر در آن زمان گلوله‌هاى سربى هم اختراع شده بود ، چند عددى نثار سينه غيلان مىشد ! همه مورخان متفق‌اند كه آشكارترين نكته‌اى كه در تاريخ خلافت مهدى عباسى جلب‌نظر مىكند ، رفتار زشت او نسبت به مخالفان سياسى خود و تهمت زشت كفر و زندقه به آنها بود ! او نخستين كسى است كه براى اين كار سازمان مخصوصى پديد آورد . رياست اين سازمان ننگين را مردى برعهده داشت كه به او درجه و منصب « صاحب‌الزنادقه » داده شده بود . صاحب اغانى مىگويد : « هنگامى كه مهدى وارد بصره شد ، « صاحب‌الزنادقه » ملتزم ركاب او بود . مهدى بشاربن برد را به او سپرد و گفت او را آنقدر بزن تا بميرد . » طبرى درباره سالى از خلافت وى مىگويد : « در اين سال ، مهدى براى جستجوى زنادقه و پيشواى آنها « عمر كلواذى » و كشتن آنها كوشش بسيار كرد . » و مسعودى درباره مهدى مىگويد : « او براى قتل ملحدين و مخالفين دين بسيار تلاش كرد . » طبرى مىگويد : « مهدى گردن زنديق را مىزد و او را به دار مىآويخت ! » وى به اين مقدار هم اكتفا نكرد ، بلكه پسرش موسى هادى را فرمان داد كه وقتى زمام كارها را در دست گرفت ، براى زنادقه و ملاحده ، چوبه‌دار فراهم كند و شمشير را از نيام بركشد . هادى سر از فرمان پدر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2144 | جورج جرداق / خسرو شاهى