كردهاند كه بسيارى از اينان در خوابهاى صادقهء خود ! ديدند كه خداوند تمام گناهان سرورشان متوكّل عباسى را مورد عفو قرار داده است !
فقهايى كه با خليفه سرسازش نداشتند ، سخت كيفر مىديدند . ابوجعفر منصور عباسى ، امام مالك بن انس را هفتاد ضربه شلاق زد ، و احترام او را مراعات نكرد ، زيرا عقيده وى اين بود كه در بيعت با منصور هيچ مصلحتى نمىبيند !
البته اگر مردم نادان و سادهلوح دچار تعصب خشك و غلط نبودند و از صاحبان قدرت به خاطر حمايت از دين و عقايد دينى ! پشتيبانى نمىكردند ، چنين فرصتى به دست طبقه حاكمه نمىافتاد كه با اتهامات ناجوانمردانه ، خون آزادگان روشنفكر را بريزند و به حكومت مستبدانهء خود رونق بخشند .
متوكل عباسى از منافقان جسورى بود كه دين را بازيچه قرار داده بود . او كارهايى كرد كه در ظاهر دفاع از دين نام داشت ، امّا در باطن به منظور بقاى حكومت خويش بود . طبرى و ابناثير و مورخان ديگر گفتهاند : متوكّل مرقد حسين بن على ( ع ) را در كربلا ويران كرد و بر آن آب بست ، سپس خانههايى كه اطراف مرقد مطهّر بود خراب كرد و او اين كار را به منظور انتقام از طالبيين انجام مىداد ، زيرا گمان مىبرد كه از اين راه تمايل توده مردم را عموماً و تركها را خصوصاً به خود جلب مىكند و حكومت عباسى كه آفتابش بر لب بام است ، براى مدت نامشخصى تثبيت خواهد شد !
ابناثير ، مطلبى نقل مىكند كه خلاصه آن چنين است : نديمان و همنشينان متوكل كسانى بودند كه در عداوت و كينه نسبت به على بن
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2142
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٤٢