على ( ع ) و يارانش را لب تشنه شهيد كرد ، در حالى كه بيشتر همراهان او زنان و كودكان بودند !
حجاج يوسف ، خونخوار بزرگ ، جز به نام دفاع از دين اميرالمؤمنين خود دست به ستمكارى و كشتار بيرحمانه عراق نمىزد . اين مطلب را در خطبههاى خود آشكارا بيان مىنمود و هدفش محافظت از عبدالملك مروان و فرزندان و اموال و اطرافيانش بود .
در زمان اموى ، در شام مردى به نام نافع بن مروان ظهور كرد كه درباره مسائل فردى و اجتماعى نظريات ويژهاى داشت ؛ از لحاظ دينى « قدَرَى » بود و مىگفت : چه مانعى دارد كه هرگاه كسى از قريش نباشد و شرايط خلافت را دارا باشد ، منصب خلافت به او سپرده شود . او پيشواى معتزله عصر خود و از نابغههاى علم و روشنفكرى و آزادگى و مبارزه با ستمگرى است . هشام بن عبدالملك به نام دفاع از دين خدا ، او را پس از شكنجههاى بسيار ، به بدترين وضع از بين برد .
منصور و عامل او سفيان بنمعاويه بن يزيد بن مهلب ، براى انتقام از ابنمقفع ، نابغهء بزرگ ادب در عهد عباسيان ، او را در عنفوان جوانى به اتهام بىدينى به فجيعترين شكل ممكن به قتل رسانيدند . ابن مقفع از لحاظ سياسى مخالف منصور بود و با ستمگريهاى او مبارزه مىكرد و با سفيان مخالفت شخصى داشت و با لبه تيز سخنان تند خود در مجالس عمومى وى را هدف قرار مىداد و رسوا مىكرد .
منصور عباسى ، ابومسلم خراسانى را كه مؤسس دولت عباسى بود به خاطر ترس از اقتدار وى به عنوان زنديق و كافر كشت !
خليفه مهدى عباسى ، شريكقاضى را كه با عباسيان ميانه خوبى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2139
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١٣٩