فكر آزاد ، در هر ملت و در هر زمانى دچار سرنوشت مشابهى مىشود . و تعصب هم همينطور و همچنين بهرهبردارى از تعصب به خاطر منافع طبقهء حاكم .
« واقعيت اين است كه رجال سلطنت در جهان اسلام ، به خاطر تأمين منافع خود ، آتش تعصب را تا توانستند شعلهور ساختند ، و بهطور رياكارانهاى نقاب ديندارى بر رخ نهادند و نظر مردم ديندار را به خود جلب كردند و به نام دين خدا ، عدهاى از طوايف و فرقههاى مذهبى و رهبران روشنفكر و انقلابى را كشتند . از اين سياست و حكومت رياكارانه به اصطلاح دينى ! براى سركوبى آزادگان ، بيشترين سوءاستفاده را كردند . بدينگونه در اسلام نيز همان جنگها و خونريزيها به وجود آمد كه در دنياى مسيحيت » . « 1 »
قبلًا گفتيم كه در شرق ، چگونه زمامداران ، دين را درجهت منافع خود به كار گرفتند ، و به نام دين ، بسيارى از تودهها را زير شكنجههاى سخت قرار دادند و چهره طغيانگر و ستمگر و منافق خود را در زير آن پنهان كردند . مسلم بن عقبه كه به نام دفاع از دين ، هزاران بىگناه را در مدينه قتلعام كرد ، مىگفت : « بهترين اعمال ، سلام دادن به مردم است ! » . زياد بن ابيه به نام دفاع از اسلام و به منظور محكم ساختن قدرت سرور خود معاويه ، در سرزمين عراق ، مخالفان را به عنوان ملحد و زنديق سركوب مىنمود و آنها را به دار مىآويخت يا زنده به گور مىساخت يا دست و پاى آنها را قطع مىكرد . كارى كه در خور سنگدلان بربر است . عبيداللَّه بن زياد به نام دفاع از دين ، حسين بن
هامش
( 1 ) تلخيص از كتاب الاضطهادالدينى فى المسيحية و الاسلام از دكتر توفيق الطويل