نان و نوا مىرسد . از اين رو تمام كوشش خود را در راه ارضاى هواهاى شيطانى ملوكانه به كار مىانداخت . بدينترتيب كاخهاى خلفا و وزرا خانه آمال و الهامبخش شاعران تيرهبخت شده بود . تنها گروه بسيار اندكى بودند كه مستقل و آزاد ، شعر مىگفتند . هنرمندان نيز آلت دست خلفا و وزرا و امرا بودند . آنها هنر خود را در راه مدح و ستايش از تزيينات بىشمار كاخها به كار انداخته بودند . . . شعر ، تنها مسير مدح و چاپلوسى مىپيمود ، با اينكه به نظر ما مداحى ارتباطى با شعر ندارد . اما شعرا در اين راه ، افراط كردند و وصف عواطف بلند انسانى و زيباييهاى طبيعت ، به دست فراموشى سپرده شد . يك نتيجهء ديگر اين روش ، اين بود كه نويسندگان تاريخ ادبيات ، تنها به عراق توجه كردند و ادبيات مصر و شام و حجاز ، ارزش خود را كسب نكرد ، و توجهى به آن نشان داده نشد . نوابغ شعر و هنر ، جز در عراق ، براى كالاى خود مشترى نمىيافتند . « 1 »
حكومتهاى كوچكى كه به دنبال عصر عباسيان پديد آمدند ، از امتياز طبقاتى بزرگتر و عميقترى برخوردار بودند و مفاسد اخلاقى در ميان دو طبقهء عالى و دانى بيشتر گسترش يافت . در اين دولتها ، حكومت ، وسيلهء سركوبى مردم و از بين بردن ارزشهاى واقعى انسانى بود كه اسلام ، مردم را به آنها دعوت كرده و على ( ع ) در راه آنها شهيد شده بود و عرب مىخواست آنها را ماهيت و مظهر قوميت خود قرار دهد .
مثلًا دولت اخشيديه ، هنگامى در مصر منقرض مىشود كه تمام
هامش
( 1 ) تلخيص از ضحىالاسلام ، ج 1 ، ص 139 - 141