تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2131

مساهمون:

ص٢١٣١
به كارگزاران و حكام خود دستور مىداد كه با آنها مشورت كنند ، و آنها را به خود نزديك سازند ، و منزلت و مقام آنها را كه چراغ ملت و مملكت هستند بالا برند . همانها كه على ( ع ) درباره آنها مىگفت : همانند روزگار باقى هستند ، و دانش آنها ملك و ملت را از خطرات حفظ مىكند ، در دوران عباسيان در فقر و بىنوايى به‌سر مىبرند بجز گروه اندكى كه آبروى خود را بر آستانه شاهان نثار مىكردند ، و وجدان و شخصيت خود را پايمال مىكردند . ابوحيان توحيدى ، مردى كه از لحاظ دانش و تأليفات ، سرآمد مردم عصر خويش بود ، در كتاب خود الامتاع و الموانسه مىگويد : من مجبور شدم كه دين و شخصيتم را بفروشم و رياكارى و نفاق پيشه كنم ، كارهايى انجام دهم كه در شأن آزادگان نيست كه به قلم آورند . وى سرانجام ، چنان از روزگار خشمگين شد كه كتابهاى خود را آتش زد . ابوعلى قالى كارش به جايى مىرسد كه ناچار مىشود كتابهايش را كه برايش از هر چيزى عزيزتر بود ، بفروشد . در اين باره مىگويد : « بيست سال با اين كتابها انس گرفتم . بالاخره آنها را فروختم و افسوسها خوردم . گمان نمىكردم روزى بيايد كه كتابهايم را بفروشم ، ولو اينكه قرضهايم مرا به زندان ابد بفرستند . لكن به خاطر گرسنگى و فقر و كودكان خردسالى كه نالهء آنها اشكم را سرازير مىكرد ، كتابها را فروختم . » خطيب تبريزى نسخه‌اى از كتاب التهذيب فىاللغه نوشته ازهرى ، در چند جلد داشت . او مىخواست درباره مطالب كتاب تحقيق كند و مطالب آن را بر كسى كه عالم لغت باشد ، بخواند . ابوالعلاء معرى را به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2131 | جورج جرداق / خسرو شاهى