تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2133

مساهمون:

ص٢١٣٣
از هم فاصله داشتند فساد اخلاقى رواج يافت ، حتى بيشتر از آنچه در قسمت اول خلافت عباسيان رواج يافته بود . در كاخهاى طبقه اشراف ، افراط در خوشگذرانى و تفنن در لذتها و هرزگى و آلودگى اوج گرفته ، و در كوخهاى طبقه محروم خشم و حسد و دروغ و نيرنگ به اوج خود رسيده بود . زاهدمنشى و صوفيگرى ، كه با طبيعت سالم انسان سازگار نيست ، بر اثر ناتوانى و سستى و نوميدى در ميان مردم رونق گرفت . بازار دروغ و خرافات داغ شد . وقتى كه مردم ديدند از راههاى طبيعى نمىتوانند زندگى كنند ، به فال و شعبده و . . . روى آوردند ! اين پديدهء اجتماعى ، تأثير آشكارى بر شعر گذاشت . احمد امين مىگويد : فراوانى مال در دست خلفا و وزرا و دار و دسته ايشان و بذل و بخششهاى بىحساب آنان و تنگدستى مردم ، تمام هنرهاى زيبا ، مخصوصاً شعر را به مرحله‌اى رسانيده كه تنها در محدودهء نفوذ آنها شكفته مىشد و در جاهاى ديگر پژمرده مىگشت ، و اين طبيعى است كه شاعر بر اثر هيجان عواطف خويش ، اشعارى مىگويد و جوشش عواطف خود را فرو مىنشاند . طبيعى است كه ارزش هنر شاعر به آن بستگى دارد ، و باز طبيعى است ، كه ديگر هنرمندان ، بدون تأثيرپذيرى از فقر يا ثروت ، خوشبختى يا بدبختى خود ، هنر خود را جلوه‌گر مىسازند ، ولى در آن عصر سياه ، كمتر شاعر يا هنرمندى چنين روح بلند و آزاده‌اى داشت . شاعر ناگزير بود ذوق ممدوح خود را در نظر بگيرد ، و چيزى سرهم كند كه خوشايند او باشد تا از بخششهاى فراوانش بهره‌مند گردد ؛ او مىديد ، اگر با زبان شعر ، عاطفهء پست ملوكانه را ارضا كند ، به