تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1917

مساهمون:

ص١٩١٧
به خاطر گمراهيشان ، هرچند غرق در گناه باشند ، در جنگ نابود شوند ! » هنگامى كه براى على ( ع ) مسلّم شد كه شاميان دست از گمراهى خود بر نمىدارند و از اعمال ناپسند خود پشيمان نيستند ، بلكه در كارهاى ناشايسته و زشت خود فرو رفته‌اند و جنگ بدون شك برپا خواهد شد ، به جايى كه صدايش به گوش سپاه خود و سپاه معاويه مىرسيد ، رفت و چنين فرمود : « خدايا ! تو مىدانى كه اگر من مىدانستم رضايت و خرسندى تو در اين است كه نوك شمشير خود را بر شكم بگذارم و روى آن خم شوم تا شمشير از پشت من بيرون آيد ، چنين مىكردم ! بار خدايا ! از آنچه به من آموخته‌اى ، مىدانم كه امروز در نظرت ، چيزى بهتر از جنگ با اين فاسقان وجود ندارد و در صورتى كه مىدانستم بهتر از اين كارى هست ، آن را انجام مىدادم ! سپس فرمود : بار پروردگارا ! كه اين زمين را براى آسايش مردم و زندگى حشرات و حيوانات آفريده‌اى و مالك زمين و موجودات بىشمار پنهان و آشكارى ، پروردگار كوههاى بلندى كه آنها را ميخهاى زمين قرار داده‌اى ، كه مايهء اطمينان مردم است ؛ اگر ما بر دشمن خود پيروز شديم ما را از ستمگرى بازدار و به‌وسيلهء حقّ ما را حفظ نما و اگر آنها را بر ما پيروز گرداندى ، شهادت را نصيب ما كن و ما را از فتنه حفظ فرما ! » چند لحظه قبل از شروع جنگ ، عمرو بن عاص رجزى خواند كه در آن هوش خود را ستود و آن سروده را براى على ( ع ) فرستاد . از جملهء آنها اين شعر بود : « بعد از اين ، ديگر ابوالحسن ( على ) از ما در امان نخواهد بود . ما كار را چون تابيدن ريسمان مىپيچانيم . »