دروازههاى قلعهها را از جاى مىكند . قهرمانان مىلرزيدند و با شتاب كمك مىطلبيدند . در چنين شرايطى ، دروازهها روى دست او ، سبكتر از پرى در بال پرنده بودند .
آگاه باشيد كه او على بن ابىطالب است ، كه اگر تمام مردم روى زمين با او به جنگ برخيزند ، باكى ندارد و نمىهراسد و روانش جز حديث شجاعت را به او نمىگويد !
آگاه باشيد كه او على بن ابىطالب است كه نمىهراسد خود به استقبال مرگ رود و يا مرگ به سراغ او آيد !
آگاه باشيد كه او علىبن ابىطالب است كه جنگ براى او آن چنان آسان شد كه هرگز براى ديگران نبود . زيرا زهد على ( ع ) ، راه جهاد را به روى او گشود ، در صورتى كه زهد براى ديگران فقط به معنى گوشهگيرى و شكست بود . محبّت به مستضعفين ، قلعههاى بسته را بر روى او گشود و انسان دوستى او كاخهاى ستمگران را واژگون ساخت . عشق او به مردم ، او را واداشت تا به اين مبارزهء خطرناك و عميق دست بزند !
آگاه باشيد كه او على بن ابىطالب است كه با شمشيرش ظلمتها را دريد و بر فرق دشمنانش صاعقهها فرود آورد و طوفانهاى وحشتناكى كه دشمنانش را ريشه كن ساخت ، پديد آورد . اين على ( ع ) است كه آنچنان مىخروشد كه وحشتها را از ياد مىبرد ، از چشمهايش شعلههاى آتش مىجهد و مهربانى قلبش شعلهاى فروزان شده است !
آگاه باشيد كه او على بن ابىطالب است ، كه شمشيرش بر روى ستمگرى فرود نيامد ، جز اين كه شمشير او ، همچون مرد پاكدامنى كه به شخص لاابالى مىخندد ، لبخند بزند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1920
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٢٠