مناسب بود . صفين سرزمينى است كه از « كرانهء فرات » فاصله دارد و زمينى پر آب و داراى درخت و چشمه است .
على ( ع ) هم با سربازان خود از كوفه به طرف مدائن و رقّه حركت كرد و قصدش اين بود كه اگر بتواند به طور مسالمتآميز معاويه را متنّبه كند و اگر از راه مسالمت به هدفش دست نيافت ، آنگاه از شمشير استفاده كند . وقتى على ( ع ) به صفين رسيد ، عدّهاى از سربازان معاويه را ديد كه نهرهاى آب را تصرّف كردهاند تا مانع از دستيابى سربازان على ( ع ) به آب گردند . على ( ع ) كسى را نزد معاويه فرستاد و فرمود : « ما براى آب به اين جا نيامدهايم و اگر ما قبل از شما به آب دست يافته بوديم ، شما را از آن باز نمىداشتيم ! »
عمرو بن عاص كوشيد تا معاويه را از بستن آب باز دارد ، به اين دليل كه على ( ع ) نيرومند است و تا زمانى كه مهار اسبان جنگى در دستش باشد ، تشنه نمىماند . معاويه در پاسخ گفت : « به خدا سوگند ، اين پيروزى نخست ماست . اگر اينها از آب بهره ببرند ، خدا از چشمهء پيامبرش به من آب ندهد ، مگر اين كه مبارزه كنند و بر من پيروز شوند . » كار سربازان معاويه به جايى رسيد كه اين مطلب را صراحتاً به على ( ع ) گفتند : « ولاقطرة حتى تموت عطشاً ! » ( ما يك قطره آب هم به تو نمىدهيم تا از تشنگى بميرى . )
گرچه على ( ع ) در مكانى قرار گرفته بود كه از نظر جنگى مناسب نبود ، امّا اشتر نخعى را براى نبرد و فتح آبراه اعزام داشت . اشتر هم آنان را از مواضعشان بيرون كرد و فرات را تصرّف نمود . ابن قتيبه مىگويد ، عمرو بن عاص معاويه را سرزنش كرد و گفت : « چه فكر مىكنى ، اگر على ( ع ) هم همچون تو ، سربازانت را از آب بازداشت ، آيا
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1914
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩١٤