مىتوانستى همچون آنها بجنگى ؟ امّا على ( ع ) شيوهء تو را در پيش نگرفت ! »
عدّهاى از ياران على ( ع ) از او خواستند كه همچون معاويه آنان را از آب منع كند . اما آن مرد بزرگ اين پيشنهاد را نپذيرفت و اجازه داد كه دشمن او از آب استفاده كند . آنان به على ( ع ) گفتند : « يا اميرالمؤمنين ، همانطورى كه شما را از آب بازداشتند ، شما هم آنها را از آب بازدار و قطرهاى آب به آنها نده . آنان را با شمشير عطش بكش و تسليم كن . آنگاه ديگر احتياجى به جنگ نخواهى داشت ! » على ( ع ) به ياران خود فرمود : « نه ، بهخدا سوگند ، من مانند آنها عمل نمىكنم . راه نهر را براى آنها باز بگذاريد ! »
اگر در سپاه معاويه ، پرتوى از اخلاق شايسته وجود داشت ، با اين پيشامد حقيقت على و معاويه را درمىيافتند و مىفهميدند كه هريك از اين دو مرد ، به كدام دسته از انسانها وابسته هستند و اطمينان مىيافتند كه با كمك به معاويه عليه على ( ع ) در حقيقت با پيامبر گرامى ( ص ) نبرد مىكنند !
اما عمرو بن عاص از مدّتها پيش تمامى ارزشها و نيكيها را با حكومت مصر معامله كرده بود . و گرنه ادامهء همراهى او با معاويه را كه در چشم عمرو بن عاص نسبت به امام بزرگ ، انسان پست و بىارزشى بود ، چگونه توجيه كنيم ؟ !
مردم شام به طور ناشايستهاى به على ( ع ) دشنام مىدادند و اين كار در حضور و با رضايت معاويه بود و حتّى بعدها خود معاويه به اين كار فرمان داد و در هر دو صورت حقيقت پست خود را بر ملا ساخت و ارزش انسانى خويش را پايين آورد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1915
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩١٥