يكى از مردم عراق با شعر زير به عمرو بن عاص پاسخ داد :
« زينهار كه على ( ع ) را با جنگ خود بترسانيد ، زيرا او شير و پدر دو بچّه شير و زيرك و بيمانگيز است . على ( ع ) شما را همچون آسيا نرم مىكند . اى نادان ، به زودى زيان فراوانى مىبرى . از ناراحتى ، انگشت مىگزى و به دندان مىكوبى . »
اكثر قبايل ربيعه كه طرفدار على ( ع ) بودند فريادشان برخاست : « واى به حال شما ، مگر مشتاق بهشت نيستيد ! » و حملهء سختى به صفوف لشكر شام نمودند و در آنها رخنه كردند و در ميان آنها ايجاد وحشت كردند .
« محرز بن ثور » يكى از افراد طايفهء ربيعه اشعار زير را با رجز مىخواند :
« من با لشكر شام مىجنگم ، ولى معاويهء پست را نمىبينم . آتش جهنم او را دربر گرفته و سگهاى هار همنشين او هستند . از همهء رذلان گمراهتر ، آن كسى است كه رهبرى ، او را هدايت نكند . »
آنان معتقد بودند كه طرفدار حقاند و حق را يارى مىكنند . سخنگوى اين طايفه مىگويد : « طايفهء ربيعه ، در يارى خليفه در راه حق شتاب كرد ، زيرا حقّ ، مذهب طايفهء ربيعه است . » جنگ بين دو لشكر گسترش يافت . على ( ع ) همچون صاعقهاى مرگبار ، بر سر مردم شام مرگ مىباريد . هر شمشيرى كه مىزد ، مضروب خود را به جهنم مىفرستاد . با هر نيزهاى كه مىزد ، سرنوشت افراد را تغيير مىداد . هيچ يك از درندگان آن صحنه ، با آن حضرت روبهرو نمىشدند ، مگر اين كه از ترس بگريزند و در حالى كه مرگ را بالاى سر خود مىديدند ، بدنهايشان سست مىگرديد و اندامشان به لرزه مىافتاد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1918
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩١٨