حكميّت را به انجام برساند و از سادگى و بلاهت ابوموسى اشعرى استفاده كند ، در همان موقع معاويه به عبدالرّحمن بن امّالحكم فرمان داد كه جواب شعر عمرو بن عاص را بدهد و از او بدگويى كند .
عبدالرّحمن هم به عمرو بن عاص بد گفت ، او را تهديد كرد ، لعنت و سرزنشش كرد كه در جنگ صفّين از دست على ( ع ) فرار كرده است :
« آن ناپاكى را كه در پيش گرفتهاى رها كن ، زيرا ناپاك ، ملعون است . مگر از دست على ( ع ) در جنگ صفين فرار نكردى و در جانبازى بخل ننمودى ؟ از اين كه مرگ گريبانت را بگيرد ، ترسيدى ، در صورتى كه هر موجودى مىميرد . »
اين شاعر ، دربارهء همپيمانى اين دو تن كه براى « خونخواهى » عثمان و انتقام از « على ( ع ) » قيام كردهاند چه ناسزا و تهديد و لعنى دارد ؟ !
پيش از به وجود آمدن اين آشوبها ، حقيقت معاويه و عمرو بن عاص در طمعكارى و ميل به سودجويى براى همه آشكار بود . يكى از نمونههاى آن ، پيشگويى عمر بن خطاب دربارهء آنهاست ، كه مردم را در آخرين لحظات زندگى ، از معاويه و عمرو بن عاص برحذر داشت و گفت : « اى ياران دين محمد ( ص ) به يكديگر اندرز دهيد ، زيرا اگر چنين نكنيد عمرو بن عاص و معاوية بن ابىسفيان بر شما مسلّط مىگردند ! »
كسانى كه پس از عمرو بن عاص و معاويه آمدند ، نيز نظر عمر بن خطاب را تأييد كردند . و هنگامى كه دربارهء بسيارى از مسائل به ملاكهاى عقلى و وجدانى مىپرداختند ، معاويه و عمرو را نسبت به على ( ع ) خيانتكار مىدانستند . در ميان فرقههاى اسلامى ، تنها معتزله
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1907
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٠٧