هستند كه با جرأت تمام به سنجش كارهاى گذشتگان و نقد آنان مىپرداختند . به گفتهء نويسندهء المنية و الامل ، « بيشتر آنها از معاويه و عمرو بن عاص ، بيزارى مىجويند » و مىگويند كه اين دو ، بيتالمال مسلمانان را به سرقت بردهاند . « 1 »
معاويه آن چنان كه على ( ع ) مىگويد : « در بلعيدن ، قدرتى فراوان و شكمى بزرگ داشت . هرچه به دست مىآورد مىخورد و در پى آنچه نداشت بود . » و عمرو بن عاص « سخن مىگويد و تكذيب مىكند ، وعده مىدهد و مخالفت مىكند ، درخواست مىكند و فشار مىآورد و اگر از او چيزى خواسته شد ، بخل مىورزد و به غير خود خيانت مىكند ! »
اين دو را چنين اخلاقى به يكديگر نزديك كرده بود ، زيرا مرد حريص وقتى دستش باز باشد ، آنچه به دست آورد ، مىخورد و در جستجوى آن چيزى است كه به دست نمىآيد و توجّهى به آنچه مىخورد و يا مىجويد ندارد ، كه آيا اين حلال است و يا حرام ؟ مفهوم عدل ، كه انسان را در مسير ترّقى قرار مىدهد ، و يا معناى ستمگرى ، كه انسان را به راه سقوط مىكشاند ، براى او درك شده نيست . هنگامى كه مردى دروغ بگويد ، و در تقاضاى خود اصرار ورزد ، بخل كند و پيمان شكنى نمايد ، در اين صورت پيداست كه همهء اعمال او تنها به خاطر سود بردن است . همينطور كه از كلام على ( ع ) بهدست مىآيد ، روحيّهء سودجويى محور اعمال اين دو مرد بود ! راستى آيا هنگامى كه اين دو فرد سود طلب با اختلافى كه دارند دربارهء خيانتى متحد گردند كه سود هر دو در آن است ، چه خواهد
هامش
( 1 ) فجر الاسلام ، ص 249