تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1910

مساهمون:

ص١٩١٠
گرفتند كه با على ( ع ) مبارزه كنند . درنتيجه ، داستان جنگ جمل به وجود آمد و معاويه هم به آرزوى خود كه تضعيف خليفه و علاقمندان به خلافت بود ، رسيد . موقعى كه جنگ جمل پايان يافت ، معاويه با پخش اموال و دادن وعده‌ها ، متنفّذان و رياستمداران را تطميع كرد و به كسانى كه احتمال مىداد او را يارى كنند و يا اين كه انتظار داشت ، در ماجراى او و على ( ع ) سكوت كنند ، به جمع خويش افزود . و دربارهء كسانى كه اميد كمك و حتّى سكوت نداشت ، به نيرنگ و فريبكارى و گمراه نمودن آنها پرداخت . بزرگترين يار معاويه در اين توطئه ، عمرو بن عاص بود ؛ همين كه على ( ع ) از جريان كار او با معاويه با خبر شد ، خود را بزرگتر از آن ديد كه با او مدارا كند و رضايت او را جلب نمايد ، چنان كه هيچ‌گاه فريبكارى را در شأن خود نمىدانست ، هرچند كار سخت و مصيبت‌بار باشد . على ( ع ) براى عمرو بن عاص اين نامه را نوشت : « تو دين خود را براى دنياى كسى از كف دادى كه گمراهيش آشكار و پرده‌اش دريده است . در مجلسش انسان بزرگوار را تحقير و سرافكنده مىكند و خردمند با معاشرت او به سفاهت مىگرايد . پس از پى چنين كسى رفتى و بخشش او را خواستى و همچون سگى بودى كه به دنبال شير مىرود و نگاهش به چنگال اوست و انتظار دارد كه از پس ماندهء شكار به سويش بيفكند . پس دنيا و آخرت خود را از كف داده‌اى ! اگر دنبال حق مىرفتى به آرزوى خود مىرسيدى . اگر خداوند مرا بر تو و پسر ابىسفيان مسلّط سازد شما را به كيفر مىرسانم و اگر شكست خوردم و شما زنده مانديد ، آنچه پيش رو داريد براى شما بدتر است . والسلام »