تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1906

مساهمون:

ص١٩٠٦
نوبت به عمر بن عاص رسيد ، گفت : « عجيب‌ترين چيزها ، پيروزى باطل بر حق است ! » و مقصود عمروبن عاص ، معاويه و على ( ع ) بود . معاويه هم فوراً گفت : « بلكه عجيب‌تر اين است كه وقتى كسى از خدا نهراسد ، چيزى به او بدهند كه لايق و سزاوار آن نباشد . » و منظور معاويه ، عمرو بن عاص و زمامدارى او در مصر بود ! عمرو بن عاص صريحاً نظر خود را دربارهء معاويه و على ( ع ) بيان مىداشت و اين اظهار نظر او ، ميزان حيله‌گرى و ضعف عقيدهء وى را ثابت مىكند و نيز نشان مىدهد كه ارزشهاى انسانى در نظر ياوران معاويه بىارزش است و حدود خيانت آنان را نسبت به اعتقاد درونيشان آشكار مىكند . پس از اين كه على ( ع ) به شهادت رسيد ، معاويه در واگذارى استاندارى مصر به عمرو تعلّل كرد . عمرو بن عاص از معاويه خواست كه به قول خود عمل كند ، اما معاويه باز امروز و فردا كرد . عمرو قصيده‌اى طولانى ساخت و براى معاويه فرستاد . در آن سروده مىگويد : « معاويه ! فضل مرا از ياد مبر ، از راه حق منحرف نشو . اى پسر هند ، ما از نادانى ، تو را عليه سرور بزرگ و برتر يارى كرديم . بين شما هيچ‌گونه نسبتى نبود ، چه نسبتى ميان شمشير و داس وجود دارد ؟ و زمين كجا و آسمان كجا ، على ( ع ) كجا و معاويه كجا ؟ ! » معاويه پس از اين قصيده ، مصر را به عمرو بن عاص بخشيد ! از جمله دلايل روشنى كه نشان مىدهد معاويه و عمرو بن عاص فقط به خاطر منافع با يكديگر ارتباط داشتند و قلباً با هم دشمن بودند ، اين است كه عمرو ، معاويه را با شعرى كه معروف است ، هجو نمود . هنگامى كه معاويه ، عمرو بن عاص را فرستاد كه توطئهء