* * * پس از پيروزى على ( ع ) در جنگ جمل ، مركز توطئه عليه آن حضرت به شام انتقال يافت و معاويه ، رهبر بنىاميّه ، با كمال سرعت به جذب متنفّذين كوفه پرداخت تا ريشهء مخالفين خود را از ميان ببرد . به همين جهت ، به مجرد رسيدن نخستين نامهاى كه از على ( ع ) به دستش رسيد افرادى را كه اميد داشت به او كمك كنند ، به شام فراخواند و تأكيد كرد كه سريعاً به شام بيايند .
مهمترين فرد در ميان مدعوّين معاويه ، عمرو بن عاص بود ؛ كه معاويه پس از دريافت نامه على ( ع ) ، بدون درنگ او را دعوت كرد : « امّا بعد ، حتماً اخبار على ( ع ) ، طلحه و زبير و عايشه را شنيدهاى . از بازماندگان جنگ بصره ، مروان پيش من آمده است . جرير بن عبدالله هم براى بيعت گرفتن از من از سوى على ( ع ) آمده است ؛ من در خانه نشسته و منتظر هستم كه به لطف خدا به سوى من سفر كنى ! »
هنگامى كه نامه به دست عمرو بن عاص رسيد ، دو فرزند خود ، عبداللّه و محمّد را فراخواند و با آنها مشورت كرد . عبدالله گفت : رسول خدا ( ص ) به هنگام رحلت از تو خرسند بود . ابوبكر و عمر هم كه از دنيا مىرفتند ، از تو خرسند بودند . اكنون اگر براى مقدارى ناچيز مال دنيا ، دين خود را از دست بدهى ، فردا در آتش دوزخ گرفتار خواهى بود !
عمرو بن عاص رو به محمد فرزند ديگرى كرد و گفت : نظر تو چيست ؟ محمد گفت : سريعتر به شام سفر كن و قبل از اينكه جايگاههاى رياست از كف برود ، مقامى را به چنگ بياور .
فردا صبح ، عمرو بن عاص غلام خود « وردان » را احضار كرد و به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1898
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٩٨