على ( ع ) دربارهء فرزندان زمان خود چنين مىگويد : « الى اللّه اشكو من معشر يعيشون جهّالا ! » ، « به خدا شكايت مىبرم ، از مردمى كه جاهلانه زندگى مىكنند ! » و باز آنها را مخاطب ساخته ، مىگويد : « ديدهء دشمن براى حمله به شما خواب ندارد ولى شما در بىخبرى و بىاعتنايى و فراموشكارى به سر مىبريد ! » هنگامى كه از مردم مىخواهد كه عليه ستمگران قيام كنند ، دربارهء آنها چنين مىگويد : « دستهاى از مردم با بىميلى مىآمدند و دستهاى به دروغ بهانه مىآوردند و گروهى نشسته ، بىاعتنا بودند ! » و باز دربارهء آنها مىگويد : « براى اذيّت كردن سؤال مىكنند ، با سختى و دشوارى پاسخ مىدهند ، خشم و خشنودى ، بهترين افرادشان را كه فكر شايستهاى دارند از نظر درست باز مىدارد . افرادى از آنان كه از نظر ايمان و شجاعت نيرومند هستند ، با اندك سودى متمايل مىشوند و تنها پيشامد سوئى آنها را منحرف مىسازد . »
على ( ع ) در جملهء اخير خود ، بهترين تعريف را براى افراد مطيع زمان خود آورده است : اگر صاحب نظرند ، هواى نفس بر انديشهشان غلبه دارد ، خواه هواى نفسشان فرمان به خرسندى بدهد و يا خشم . آنگاه كه خرسند گرديد ، بنا به ميل خود حكم مىكند و نظرى به حق ندارد و آنگاه كه خشمگين مىگردد ، عليه كسى كه او را خشمگين كرده قيام مىكند ، گرچه كارش صحيح نباشد .
آنان كه پايدارتر و استوارترند ، يك نگاه دلشان را مىبرد و انديشهشان را تغيير مىدهد و يك سخن از شخص متنفّذ يا رشوه دهنده و يا شخص موجّهى ايشان را به همراهى باطل و همكارى با ستمگر مىكشاند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1897
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٩٧