تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1894

مساهمون:

ص١٨٩٤
كه مرتكب شده بود كيفر داد . به همين جهت ، نجاشى كه انتظار نداشت همچون ديگران كيفر گناه خود را ببيند و چون مىترسيد كه اگر دوباره خطايى كرد تحت تعقيب و كيفر قرار مىگيرد ، به سوى معاويه رفت . از اشعارى كه در آن به بدگويى و هجو على ( ع ) پرداخته ، اين شعر است : « آگاه باشيد . چه كسى است كه از سوى من به على ( ع ) خبر دهد كه جايگاه امنى به دست آورده‌ام و ديگر نمىترسم . » طايفه « يمانيه » از نجاشى - كه از آنها بود - خشمگين شدند و او به خاطر اين رفتارش با على ، فاصلهء بسيارى از آنها گرفت . به شمار افراد فراوانى كه دنيا را ويژهء خود مىدانستند و بر شمار منحرفين و پيوستگان به معاويه افزوده شد ، زيرا طبيعت تمام مردم حق‌جو و حق‌طلب نيست . و باز طبيعت تمام مردم با اين مطلب سازگارى نداشت كه با فردى مانند على ( ع ) كه نسبت به شخص خود و بستگانش و تمام مردم ، در خصوص احقاق حق سختگير بود ، همراهى كنند و با مختصر مسئلهء ناخوشايندى از على ( ع ) رويگردان نشوند . اگر بخواهم دسته‌اى ديگر از مردم را نام ببرم ، بايد سودجويان انحصارطلب و منافقين و مال‌اندوزان را يادآور شوم . چگونه اين والى به معاويه نپيوندد و على ( ع ) را ترك نگويد كه على ( ع ) در نامه‌اى به او مىنويسد : « به خدا سوگند ، اگر خبر شدم كه كم يا زياد به بيت‌المال مسلمين خيانت كرده‌اى ، آنقدر كار را بر تو سخت و دشوار مىگيرم كه دستت از مال دنيا خالى شود ، كمرت خم گردد و به بدبختى بيفتى . » و باز به آن ديگرى مىنويسد : « شنيده‌ام محصول مردم را غارت