فاصلهء فراوانى بين اين دو دسته بود ؛ امّا يكى از اين دو دسته پيروز و ديگرى مغلوب بود .
دستهاى ستمديده و مستضعف كه در آرزوى آرامش و آسايش بودند كه اين زندگى جز از راه انصاف و تساوى حقوق ميّسر نبود . و ياران راستگوى پيامبر ( ص ) كه دوست مىداشتند زندگى آنان با عزّت و برادرانه باشد و در حكومتى زندگى كنند كه نه محرومى در آن باشد و نه محروم كنندهاى .
و دستهاى ديگر هم كسانى بودند كه از راه ستم و نفوذ زندگى مىكردند و در زندگى ، راه ستم ، غارت و توطئه عليه ملّت گرسنه و تشنه را در پيش گرفته بودند .
رهبرى دسته اوّل به عهده على بن ابيطالب ( ع ) بود و علاقمندان به حقّ و عدالت ، در زير پرچم او گرد آمده بودند . رهبرى دسته دوم هم به عهدهء معاوية بن ابىسفيان بود و در اطراف او كسانى بودند كه مشى ستمگرانه را در پيش گرفته بودند . پاداش دستهء اوّل ، آسايش روح و وجدان و پاداش دستهء دوم هم در دست معاوية بن ابىسفيان بود !
مردم به دنبال هدف خود روان شدند . دستهاى از طرفداران معاويه كه عدالتخواه بودند به جمع على ( ع ) پيوستند و سودطلبان و بزرگان قوم به معاويه پيوستند .
داستان آنان كه معاويه را بر على ( ع ) مقدّم داشتند ، حقيقت درونى آنان را روشن مىكند و علّت اساسى جدايى آنان از على ( ع ) و كمك به معاويه را مىنماياند .
على ( ع ) شخصى به نام « يزيد بن حجبه تيمى » را به استاندارى رى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1892
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٩٢