تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1891

مساهمون:

ص١٨٩١
اهل شام خواهد بود . به جان خودم سوگند ، آن دليلى را كه براى طلحه و زبير آوردى ، نمىتوانى براى مردم شام بياورى . اگر آنها با تو بيعت كردند ، من با تو بيعت نمىكنم . اما فضل و برتريت در اسلام و نزديكىات به رسول خدا ( ص ) را منكر نمىشوم و . . . » از اين نامه ، انگيزه‌هاى معاويه آشكار مىشود . معاويه عذرها و بهانه‌ها را يكى پس از ديگرى بيان مىكرد و مانع ايجاد مىنمود تا با على ( ع ) بيعت نكند و هرگاه يكى از اين عذرها رفع مىشد ، عذر ديگرى براى بيعت نكردن با على ( ع ) مىتراشيد . معاويه كه خوددارى ، اعتماد به نفس و بيزارى على ( ع ) را از آن نسبتها مىداند ، از اين راه در جانشينى آن حضرت براى عثمان و همرديفى او با ابوبكر و عمر شك مىكند . سپس از آن حضرت مىخواهد كه قاتلين عثمان را تسليم او كند ، زيرا در نامهء معاويه ، على ( ع ) هم در قتل عثمان متّهم است و هم از محرّكين قتل عثمان است ! حتى اگر على ( ع ) در دادگاه معاويه تبرئه شود ، معاويه هرگز تسليم على ( ع ) نخواهد شد و با او بيعت نخواهد كرد ؛ زيرا خود معاويه از مسلمانان مىخواهد كه از خلافت على ( ع ) سر بپيچند و در زمامدارى آن حضرت تجديد نظر نمايند و شوراى جديدى براى تعيين خليفه تشكيل دهند ! تازه به گمان معاويه ، شوراى جديد نبايد از مردم عراق يا حجاز باشد ، زيرا اين حقّ از ميان آنها بيرون رفته و به مردم شام منتقل شده است . و فقط مردم شام حاكم مسلمانان هستند . در چنين شرايطى ، آيا كسى غير از معاوية بن ابوسفيان خليفه خواهد شد ؟ ! اگرچه موضع على ( ع ) سخت و دردآور بود ، ولى او را به شك و يا عقب‌نشينى نيفكند . اعراب به دو دسته تقسيم شده بودند و گرچه