تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1878

مساهمون:

ص١٨٧٨
موضع عمار نسبت به زبير شبيه موضع علىبن ابيطالب ( ع ) نسبت به عمروبن عاص در جنگ صفين است كه در آينده نقل خواهد شد . زيرا در مكتب انسانيت والايى كه على ( ع ) رهبرى آن را به عهده دارد ، روانها به گونه‌اى به‌هم آميخته و اخلاق به‌نحوى شكل پذيرفته كه زندگى انسانها حتى در بحران جنگ نيز محترم و مقدس شمرده خواهد شد ؛ آرى براى عمار ناگوار بود كه به نداى دعوت به زندگى زبير ، گرچه دشمن بود ، پاسخ ندهد . در حالى كه همان موقع ، زبير زير شمشير عمار قرار داشت و مىتوانست او را به قتل برساند . همان‌گونه كه براى رهبرش على ( ع ) دشوار بود كه پاسخ دعوت به عفو و گذشت عمروبن عاص را ندهد . در همين هنگام ، عمار شمشير خود را از زبير برداشت و با بزرگوارى عظيمى پاسخ داد : « نه يا ابا عبداللّه ، نمىخواهم تو را بكشم ! » زبير از صحنه جنگ كناره گرفت خود را به سرزمينى به نام « وادى السّباع » ، رساند . بنا به گفتهء برخى از راويان ، هدف زبير اين بود كه دست از جنگ بردارد ، زيرا پس از اينكه على ( ع ) او را به انصاف فراخواند و دست به گردن او انداخت و دوستيهاى گذشته را به يادش آورد و از علت به جنگ آمدن او سؤال كرد ، روح انصاف او بيدار شد ؛ اما عايشه و فرزند زبير ، عبدالله ، تمايل او را به كنارگيرى سرزنش كردند . وى ناگزير شد كه در جبههء جنگ بماند و كارش به برخورد با عمار كشيد و سرانجام در وادى السباع ، در تنهايى قرار گرفت . عايشه در ميان سربازان خود ، كه در حدود سىهزار نفر بودند ، آتش انتقام را شعله‌ور مىساخت . تك‌تك قبايل و عشاير طرفدار خود را مورد خطاب قرار مىداد ، شجاعت آنان را مىستود و عشق به