تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1875

مساهمون:

ص١٨٧٥
وى را در راه خير و آسايش يارى كنند و نمايندگان ديگرى نزد آن دو و عايشه فرستاد و آنان را به مهربانى و همراهى با جماعت دعوت كرد . داستان زير روشن مىسازد كه نظر على ( ع ) نسبت به دشمنانش چگونه بود و خلافت را چگونه مىديده است : « هنگامى كه على ( ع ) نزديك بصره رسيد ، گروهى از مردم بصره شخصى به نام « كليب حرمى » را نزد امام ( ع ) فرستادند تا واقعيت موضوع را دربارهء اصحاب جمل به‌دست آورند و ترديدشان از ميان برود . امام على ( ع ) مطالبى براى او بيان كرد كه فهميد على ( ع ) بر حق است . سپس امام على ( ع ) به او فرمود : با من بيعت كن ! آن مرد گفت : من نمايندهء جمعيتى هستم تصميمى نمىگيرم ، تا نزد آنها باز گردم . امام على ( ع ) با منطق محكم خود به او گفت : به من بگو اين مردمى كه تو را نزد من فرستاده‌اند ، اگر تو را براى يافتن چراگاههاى خوش آب و علف مىفرستادند و تو باز مىگشتى و از آب و گياه آنجا به آنها خبر مىدادى و راه را به آنان مىنماياندى ، ولى آنان به گفته تو اعتنايى نمىكردند و به صحراهاى خشك و سوزان مىرفتند ، آن وقت چه مىكردى ؟ مرد پاسخ داد : آن وقت من دست از آنها برمىداشتم و به سرزمينهاى سرسبز و آباد مىرفتم . امام على ( ع ) فرمود : پس اكنون دستت را بده و با من بيعت كن ! مرد گفت : به خدا سوگند پس از آنكه حقانيتش برايم روشن و ثابت شد ، ديگر توان مخالفت نداشتم و با على ( ع ) بيعت كردم ! هنگامى كه سربازان امام ( ع ) آمادهء نبرد با اصحاب جمل گرديدند ، على ( ع ) به آنان چنين گفت : « اى مردم ، خود را نگه‌داريد . دست و زبان خود را از اين مردم حفظ كنيد ، آنها برادران شما هستند . در