تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1880

مساهمون:

ص١٨٨٠
و سپس رو به عايشه كرد و گفت : « اى مادر ما ، اى زندگى ، نترس ، « ازد » در تقديم كشتگان سخاوتمند است . » يكى از سربازان على ( ع ) كه آمادهء نبرد با اين مرد شده بود ، در حالى كه حمله مىكرد و رجز مىخواند ، چنين گفت : « شمشير خود را براى مردان « ازد » برهنه ساخته‌ام و پيرمردان و جوانانشان را با آن مىزنم . تمام شجاعانشان را نابود مىكنم . » از خلال اين اشعار و رجزهاى فراوان جنگى ، نظر جنگجويان دربارهء عثمان و عصر او نيز آشكار مىگردد . يكى از ياران على ( ع ) كه وارد مىشود ، ضمن رجزخوانى به حكمرانى عثمان اعتراض مىكند و مىگويد : « حكومت او همچون حكومت تجاوزگران پيشين بود . درآمد ملت را به خود اختصاص داده و ستمگرى پيشه نموده بود . خدا نيز بهترين افراد را در عوض او به ما عنايت فرمود . » و نيز در ميان اشعارى كه خوانده مىشد ، ميزان تأثير پذيرفتن مردم بصره از تبليغات دروغينى كه طلحه و زبير عليه على ( ع ) به راه انداخته بودند ، روشن مىشود ، زيرا طلحه و زبير گفته بودند كه فرزند ابيطالب اگر بصره را اشغال كند ، دست تجاوز به محرّمات آن دراز مىكند . سپس از مردم خواسته بودند كه مرگ را بر ديدن جسارت و تجاوز به خانوادهء خود مقدّم بدارند . يكى از رجزخوانان اين جنگ كه از سپاه جمل بود ، مىگفت : « اگر امروز به على ( ع ) دست نيابيم ، زيان كرده‌ايم . اگر دو فرزند او حسن ( ع ) و حسين ( ع ) را از دست داديم ، زيان كرده‌ايم و در اين حال بايد با غم و اندوه طولانى بميريم . » اين شخص جلو آمد و جنگيد و كشته شد . جنگجوى ديگرى ظاهر شد و گفت : « من با سربازان على ( ع ) مىجنگم . اما خود او را