تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1876

مساهمون:

ص١٨٧٦
ناراحتيها صبر كنيد . دقت كنيد كارى را بدون دستور انجام ندهيد ، زيرا كسى كه امروز با دشمنى پيروز شود ، فردا مغلوب مىگردد ! » على ( ع ) پيوسته با اين گونه روشها به دنبال صلح بود و با همين تمايل ، به رهبرى بيست هزار سرباز ، عازم بصره شد تا با جنگجويان بصره روبه‌رو شود و آنان را به دوستى بخواند . احساسات نيك و انسان‌دوستانه على ( ع ) ، او را از جنگ دور مىداشت و اين احساسات تا هنگام مواجههء دو لشكر باقى بود ؛ اما كار مصالحه و آشتى دو طرف ناممكن به نظر مىرسيد . على ( ع ) بدون زره و سلاح وارد ميدان شد ، براى آنكه صلح‌طلبى و خيرخواهيش را نشان دهد و فرياد زد : زبير پيش من بيا . زبير غرق در اسلحه به ديدار على ( ع ) رفت . عايشه فرياد على ( ع ) را شنيد و ديد كه زبير به سوى او در حركت است . فريادش با اين كلمه بلند شد : « واى ، جنگ ! » علت فرياد عايشه ، يقين وى از شكست زبير بود . زيرا مىدانست كه دشمن على ( ع ) اگر به وى نزديك مىشد ، هر اندازه هم كه شجاع بود حتماً به قتل مىرسيد . و هنگامى كه ديدند على ( ع ) با زبير معانقه كرد ، وحشت عايشه و اطرافيان او بيشتر شد . على ( ع ) مدتى طولانى دست بر گردن زبير انداخته بود . و به زبان دوستانه و برادرانه پرسيد : « واى بر تو اى زبير ، چه چيزى تو را به قيام واداشت ؟ ! » زبير پاسخ داد : خون عثمان ! على ( ع ) فرمود : خدا آن كس را كه در خون عثمان بيشتر دخالت داشته ، بكشد . با اين همه على ( ع ) از وضع زبير و دوستش طلحه آگاه بود و آن پيشنهادى را كه عبداللّه‌بن عباس پس از بيعت به آن حضرت كرد ، به ياد داشت . ابن عباس به على ( ع ) توصيه كرده بود كه فرمان استاندارى بصره را به نام
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1876 | جورج جرداق / خسرو شاهى