راحت و آسان را بر صعود سخت و دشوار ترجيح مىدهند ، به همين جهت تعداد صعودكنندگان و بالاروندگان بسيار اندك است !
گفتيم كه هريك از طرفين درگيرى براى خود عذرى داشتند كه خود را با آن راضى مىكردند و روش خود را با آن عذرها توجيه مىكردند و گفتيم كه موضعگيرى هر كدام نسبت به حوادث ، منطق ويژهاى داشت ؛ اما معيارها و مقياسهاى انسانى ثابت ، ارزش واقعى اين توجيه و منطق را مىسنجد و همين ارزيابى است كه فرق ميان على ( ع ) و دشمنانش را كه دربارهء يك مسئله ، دو موضع مختلف را نشان مىدادند ، مىنماياند .
در يك سو ، گروهى هستند كه مردى را به تهمتى متهم ساختند كه خود به آن اتهام شايستهتر بودند و دامن آن مرد از آن تهمت ، پاك بود . سپس براساس اين اتهام ساختگى ، عليه او برخاستند ، در صورتى كه حق اين بود كه از او اطاعت كنند . در شرايطى كه خودشان به فرمانبردارى از او بيعت كرده بودند ، مردم را عليه او تحريك كردند و به يكى از مراكز استانهاى زمامدارى وى سپاه بردند و به كارگزار او در آن ناحيه اهانت كردند ، ريشهاى او را كندند ، كتكش زدند ، زندانيش نمودند و يارانش را به سختترين وضعى كشتند . در صورتى كه هيچ دليلى عليه اين عده و رهبرشان نداشتند . انبار غلّه را كه از آنِ تمامى مردم آن ناحيه بود و بايد به طور مساوى ، ميان همهء مردم تقسيم گردد بين دوستان و ياران خود تقسيم نمودند و كارشان به جايى رسيد كه آرزوى داشتن هزار سرباز جنگى را كردند ، تا به كمك آنها به آن مرد ، حمله كنند و او را بكشند !
طرف مقابل ، امام و رهبرى بود كه با اينكه نمىخواست ، ولى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1873
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٧٣