تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1871

مساهمون:

ص١٨٧١
در مقابل اين مبارزه‌طلبى علنى و اين حمله‌هاى سازمان‌يافته ، على ( ع ) به انتظار انجام كار عايشه ، طلحه و زبير و سربازانشان نشسته و اميد دارد كه از خونريزى صرفنظر كنند و شايد اينان كه دليل فتنه‌گريشان از خانه عنكبوت هم سست‌تر است به خود آيند و دست از خونريزى بردارند و دريابند كه اين جنگ به زيان خلافت و ملّت است ؛ ملّتى كه اميدهاى فراوانى به عدالت على ( ع ) و زهد و تقوا و استقامت او بسته است . على ( ع ) نامه‌ها و سفيران خود را از ربذه به كوفه اعزام داشت تا مردم آنجا مهيّاى نبرد با سپاه عايشه شوند ، مگر آنكه روشى ديگر در پيش گيرند ؛ اما فرماندارِ على ( ع ) در كوفه « ابو موسى اشعرى » ، نه تنها على ( ع ) را يارى نكرد ، بلكه مردم را از يارى و پيوستن به آن حضرت بازداشت . على ( ع ) نيز بلافاصه او را از كار بر كنار ساخت . طايفهء عبدالقيس پس از اينكه بصره به اشغال جنگجويان جمل درآمد ، از بصره خارج شدند . و در محلى ميان بصره و « ذىقار » چادر زدند و به انتظار رسيدن على ( ع ) نشستند تا به سپاه او بپيوندند . از كوفه هم تعداد نه هزار جنگجو به زير پرچم على ( ع ) درآمدند . هنگامى كه سربازان كوفه به « ذى قار » رسيدند ، على ( ع ) خطبهء مفصّلى ايراد فرمود و چنين گفت : « اى مردم كوفه ، من شما را دعوت كردم كه شاهد كار ما و برادرانمان از مردم بصره باشيد ؛ اگر از كار خود پشيمان شدند كه همين مقصود ماست و اگر با ما لجاجت ورزيدند ، ما با آنها مدارا مىكنيم و آنها را مىگذاريم تا خود آغازگر اين ستم باشند . ما به خواست خدا هر كارى كه در آن صلاح باشد ، بر فساد مقدّم مىداريم ، ان‌شاءالله ! »