طلحه و زبير از رفتار سربازان عايشه نسبت به فرزند حنيف ، كه از صحابهء پيامبر ( ص ) بود ، خشمگين شدند و عايشه را از اعمال ناشايست سربازانش آگاه ساختند ؛ اما عايشه در پاسخ گفت : « ابن حنيف را بكشيد ! »
يكى از زنان از اين مطلب متأثر شد و به عايشه گفت : « اى مادر مؤمنان ! به خدا سوگندت مىدهم كه دست از عثمانبن حنيف ، دوست پيامبر ( ص ) بردار ! » سپس عايشه دستور خود را چنين تغيير داد : « او را نكشيد ، زندانى كنيد » اما يكى از فرماندهان لشكر عايشه گفت : « او را بزنيد و موهاى صورتش را بكنيد » سربازان عايشه ، عثمان را تحت شكنجهء شديد قرار دادند و موهاى ريش و سر و ابروها و مژههاى چشمش را كندند و سپس زندانيش نمودند !
طلحه و زبير بار ديگر در ميان مردم بصره و مهاجرين به سخنرانى پرداختند و مردم را عليه امام على ( ع ) تحريك نمودند . در همان موقعى كه زبير مشغول سخنرانى بود ، يك نفر از طايفهء عبدالقيس به پاخاست و زبير را ساكت كرد و مهاجرين از اصحاب جمل را مورد خطاب قرار داد و مسئوليّت انتخاب عثمان به خلافت باتوجه به اشتباهات وى در زمامدارى و بالاخره كشتن او را متوجه خود آنان ساخت . سپس از آنان پرسيد : شما چه چيزى از على ( ع ) ديديد كه در پى جنگ با او برآمديد ؟ آيا على ( ع ) مالى را براى خود برداشت ؟ آيا على ( ع ) بر خلاف حق عمل كرد و يا عمل ناشايستهاى انجام داد تا من و مردم بصره عليه او قيام كنيم ؟
مرد معترض ، سرانجام سخن خود را با اين جمله به پايان رساند : « پس معنى اين كارها چيست ؟ ! »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1868
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٦٨