تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1856

مساهمون:

ص١٨٥٦
در كتاب العقد الفريد و جمهرة رسائل العرب و 1 ح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد ، 2 شرح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد » آمده كه متن جواب نامهء زيد چنين بود : « سلام بر تو ! اما بعد ، خدا به تو فرمانى و به ما هم فرمانى داده است . به تو فرمان داده كه در خانه‌ات بنشينى و به ما فرمان داده كه نبرد كنيم ، تا فتنه‌اى نماند . تو آن وقت فرمان خودت را زير پا گذاشته‌اى و به ما نامه نوشته‌اى كه دست از وظيفهء خود برداريم ! پس فرمان تو پيش من قابل اطاعت نيست و نامه‌ات هم قابل پاسخ نيست . والسّلام » بنىاميّه براى مبارزه با على ( ع ) روش عايشه ، طلحه و زبير را در پيش نگرفتند كه براى يارانشان ، آشكارا نامه بنويسند ؛ بلكه نسبت به هر كسى كه اميدى داشتند كه ممكن است آنان را عليه امام على ( ع ) يارى كند و پايه‌هاى خلافت على ( ع ) را متزلزل سازد ، مخفيانه نامه مىنوشتند . اين نامه‌نگاريهاى مخفيانه دلايل روشنى است كه از نظر قضاوت تاريخ و حقيقت كارشان را برملا مىسازد . اگر بنىاميّه ، به گمان خود ، براى مطالبهء خون عثمان عليه على ( ع ) قيام كرده بودند ، پس چرا بر خلاف ساير يارانشان ، به نامه پراكنى پنهانى پرداختند ؟ ! و اگر به يارى اتحاد مثلث قريشى عليه على ( ع ) قيام كردند ، پس چرا حساب خود را جدا كردند و مخفيانه به فعاليت براى خود پرداختند و تنها با كسانى كه اميدوار بودند بنىاميّه را كمك كنند ، ارتباط پيدا مىكردند . هنگامى كه فرماندهان لشكر عايشه به آن صورتى كه ديديم ، به مردم بصره نامه نوشتند ، فرزند ابوسفيان هم در دمشق ، در خصوص اوضاع و احوال آنان كه بر عليه على ( ع ) قيام كرده بودند و نيز كسانى كه در مبارزه با على ( ع ) شركت نكرده‌اند ، دقت مىكرد و براى هر