را حاكم مدينه نمود و با سربازان خود كه براى جنگ شام آماده ساخته بود ، عازم مكه شده و گروه بسيارى از مردم كوفه و بصره به آن حضرت پيوستند .
هنگامى كه سپاه على ( ع ) به بيابان خشك ربذه رسيد ، باخبر شد كه سربازان اتحاد مثلّث قريش ، مكه را ترك كرده و از سرزمين ربذه گذشته و به سوى بصره در حركتند . على ( ع ) براى بررسى امور و اصلاح انگيزههاى ناهمگون لشكر ، توقف كرد و نامهء زير را براى عايشه نوشت :
« . . . تو از خانهء خود خارج شدهاى در حالىكه اين عمل مخالف با دستور خدا و پيامبر ( ص ) است . آيا مطالبهء چيزى را مىكنى كه مربوط به تو نيست و آن گاه گمان مىبرى كه مىخواهى اجتماع را اصلاح كنى ؟ ! به من بگو كه زنان را با فرماندهى لشكر چه رابطهاى است ؟ تو گمان مىكنى كه براى مطالبهء خون عثمان برخاستهاى ، در صورتى كه عثمان مردى از بنىاميه بود و تو زنى از طايفه بنى تيم بن مرّه هستى ! به جان خودم سوگند ، آنكس كه تو را در بلا افكنده و تو را به گناه بزرگ انداخته ، گناهش از قاتلين عثمان بيشتر است . خشمگين نبودى ، و تو را خشمگين ساختند . و عصبانى نبودى ، و تو را عصبانى كردند ؟ اى عايشه ، از خدا بترس و به خانهء خود بازگرد و پرده را بر خويش بيفكن ، والسلام ! »
بدين وسيله على ( ع ) مىخواست عايشه را از قيام و قبول فرماندهى لشكر معذور بدارد و بدين جهت فرمود : « تو را خشمگين كردهاند ، تو را تهييج نمودهاند . »
در اينجا هم روحيه زنانه او مورد توجه قرار گرفته و هم رعايت
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1853
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٥٣