تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1852

مساهمون:

ص١٨٥٢
طلحه و زبير گفتند : پيرمردان مهاجر را رها كنيم و به فرزندانشان بدهيم ؟ ! سعيد گفت : من كوشش نمىكنم كه رياست را از فرزندان عبد مناف بيرون ببرم . مروان هم كوشيد كه همچون سعيدابن عاص تخم اختلاف را ميان مخالفين پخش كند و در اين راه دقت و زيركى فراوانى به كار گرفت . خبر لشكركشى براى مطالبهء خون عثمان ، به امام على رسيد . او از اختلاف مسلمانان سخت ناراحت شد و در غم و اندوه فرورفت زيرا در اين صورت انقلاب اصلاحى آن حضرت ، پيش از حركت و رسيدن به هدف و نتيجه ، به عقب مىافتد . چون قيام مردم مكه عليه على ( ع ) فتنهء عظيمى را پايه‌گذارى مىكرد . وقتى خبر شورش مردم مكه به على ( ع ) رسيد ، بلافاصله مردم مدينه را جمع كرد و چنين فرمود : « خداى عزيز براى ستمگر اين امت عفو و بخشش قرار داده و براى كسى كه به وظايف خود عمل كند و استقامت ورزد ، پيروزى و نجات در نظر گرفته است . هر كه طاقت حق را ندارد ، به باطل مىگرايد . آگاه باشيد كه طلحه و زبير و ام‌المؤمنين از زمامدارى من سخت خشمگين شده‌اند و مردم را به اصلاح دعوت كرده‌اند ؛ تا زمانى كه ترسى از جمعيت شما نداشته باشم ، صبر مىكنم و اگر آنها دست از كار خود برداشتند ، من هم دست برمىدارم و به آنچه دربارهء آنها شنيده‌ام ، اكتفا مىكنم ! » على ( ع ) تصميم گرفت قبل از بالا گرفتن فتنه ، آن را سركوب كند و به همين جهت تصميم گرفت قبل از رسيدن مردم مكه به مدينه ، راهشان را ببندند و اين كار بهترين راه براى قطع ريشه آشوب و حفظ خون مسلمانان بود . على ( ع ) در پى تصميم خود ، « سهل بن حنيف »