تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1843

مساهمون:

ص١٨٤٣
كه مأمورين سابق را بر سر كار خود باقى بگذارد ، تا حكومتش مستقر گردد ؛ پس از استقرار ، هر عملى را كه خواست با آنها انجام دهد . اما على ( ع ) از اينكه شالودهء دولت خود را بر مصلحتهاى سياسى بگذارد ، امتناع كرده و نپذيرفت كه با رضايت سودطلبان ، دستگاه وى پا بگيرد ، بلكه به عقل و شمشيرش تكيه كرد و كوشيد كه پرده‌هاى تاريك را يكى پس از ديگرى بر طرف كند . منطقهء شام براى على ( ع ) مهم بود و وضع على ( ع ) در برابر معاويه همان‌گونه كه قبلًا آمد ، روشن بود . على ( ع ) در عزل معاويه پافشارى مىكرد و معاويه هم در بيعت نكردن با او اصرار مىورزيد . زيادبن حنظله براى اينكه از سرانجام كار على ( ع ) با معاويه آگاه گردد و نظر حضرت را به مردم بگويد ، نزد على ( ع ) آمد . هنوز چند لحظه نگذشته بود كه على ( ع ) به زياد فرمود : زياد ، آماده باش ! زياد گفت : يا اميرالمؤمنين ، براى چه چيز آماده باشم ؟ على ( ع ) فرمود : براى حمله به شام ! زياد گفت : مدارا و صبر سزاوارتر است . على ( ع ) فرمود : « متى تجمع القلب الذكّى ، و صارعاً دانفاً حمياً تجتنبك المظالم » ( وقتى قلب هوشيار ، با شمشير برنده و جوانمردى جمع شد ، ستمگرى را از تو بر طرف مىكند . ) على ( ع ) سربازان خود را براى جنگ شام و تأديب معاويه مهيا ساخت ؛ اما دسته‌اى از مردم دوست و دسته‌اى دشمن بودند . طلحه و زبير نزد على ( ع ) آمدند و گفتند : « يا اميرالمؤمنين ، اجازه بده كه به حج عمره برويم ، اگر تا پايان زيارت در مدينه بودى همراه تو خواهيم شد و اگر حركت كرديد ، در راه به شما مىپيونديم ! » على ( ع ) نگاهى به طلحه و زبير كرد و سپس فرمود : « بله ، به خدا