مرزى براى آن نمىتوان قائل شد و ايمانى كه طوفانها آن را نمىلرزاند . على ( ع ) تصميم گرفت كه پردههاى تاريكى را يكى پس از ديگرى كنار بزند و نور خورشيد را بر فراز هر بلندى و پستى به تابش درآورد . ولى على ( ع ) اين راه را چگونه پيمود ؟
هنوز انقلاب اجتماعى مدينه ، على ( ع ) را به رهبرى و رياست خود استوار نساخته بود و على هنوز در راه هموار براى رسيدن به هدفهاى پاك گام برنداشته بود كه بنىاميه ، نيروها ، اموال و سلاحهايى از مدينه و ديگر شهرها گردآوردند و از چشمها پنهان شدند . آنان همگى با اموال ، ياران و اسلحهء خود به مكه شتافتند ، تا به مبارزهء پنهانى با على ( ع ) بپردازند و مردم را عليه آن حضرت تحريك كنند و اگر نياز بود ، راه شام را در پيش گيرند و به معاويه بپيوندند ؟
اگر بنىاميه نيت پاكى داشتند و حاضر بودند در راه مصالح عمومى دست از قدرتطلبى بردارند ، احتياجى به اين حيلهگرى نبود . ولى ميل و هوس قدرت و اميد آنان براى بهدست آوردن آن ، ايشان را به اين گونه اعمال كشاند .
اموال فراوانى كه در عصر عثمان بهدست آورده بودند ، آنان را وادار كرد كه آن را برداشته و از چنگ زمامدار عادل بگريزند تا قدرت نفوذ بيشترى به دست آورند .
على ( ع ) از طرح بنىاميّه مطلع شد و دانست كه چرا با مال و اسلحه راه مكه را پيش گرفتهاند . او براى نجات از شرّ بنى اميه و سركوب كردن شورش آنان در نطفه ، به قريشيان سخت گرفت و نگذاشت كه از مدينه خارج گردند . در آن شرايط دشوار ، چند نفر از صحابه ، از جمله طلحه و زبير نزد او آمدند و گفتند : « يا على . ما با تو
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1840
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٤٠