فاطمه ( س ) ازدواج كرد . 1 طمه ( س ) ، 2 فاطمه ( س ) دختر خديجهاى بود كه قلب پيامبر ( ص ) را به خاطر شايستگى و برترى اخلاقىاش اشغال كرده بود . خديجه در زندگى ، قلب رسول خدا ( ص ) را اشغال كرده بود و بعد از مرگش نيز عايشه با همهء امتيازاتى كه داشت نتوانست جاى آن بانوى بزرگ را بگيرد ! در مجلهء الازهر چنين آمده است :
« عايشه داراى اين امتيازات بود : همّتى بلند داشت ، علاقهمند به برترين درجه بزرگوارى بود ، به مقام بلندى كه در خانه پيامبر ( ص ) و در ميان زنان آن حضرت داشت ، قانع نبود ، بلكه مىكوشيد كه جايگاه صديقهء اولى و محبوبهء برتر يعنى خديجه را در قلب پيامبر ( ص ) اشغال كند ، كه هميشه به ياد خديجه بود و از او به نيكى ياد مىكرد . و به خاطر خديجه به دوستان او احترام مىگذاشت . هميشه نام خديجه را به نيكى ياد مىكرد . ولى عايشه بيهوده ، با لطايف الحيل و نقشههاى رنگارنگ و زيركى مىخواست رهبر وفاداران و برگزيدهء پيامبران را قانع سازد كه خدا بهتر از خديجه به او داده است . عايشه مىبايست تسليم سازش مىشد و پس از آنكه حق روشن گرديده بود ، با آن مجادله نمىكرد و مىبايست بداند كه ستيزهجويى و مبارزه و حسد نسبت به بانوى عاقل و شايستهاى همانند خديجه برگزيده و آن كس كه سابقه بيشترى با پيامبر ( ص ) داشت ، سودى براى او ندارد ، بلكه نسبت به آن زنى كه او را نديده است ، ستايش پيامبر ( ص ) را بيشتر مىكند و نام او را جاويدان مىسازد . » « 1 »
عايشه مىگفت : « آن اندازه كه من نسبت به خديجه احساس
هامش
( 1 ) مجلهء الازهر ، ج 2 ، جزء دهم ، 11 مه 1956 ، ص 1063 - 1064