تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1841

مساهمون:

ص١٨٤١
بيعت كرديم كه حدود اسلام را اجرا كنى ، عدهء زيادى از اين مردم خون اين مرد ( عثمان ) را ريخته‌اند و بايد به كيفر خود برسند ! » على ( ع ) خطاب به آنان فرمود : « برادرانم ! من آنچه را شما مىدانيد ، مىدانم ؛ اما با مردمى كه ما را در دست دارند و در اختيار ما نيستند چه كنيم ؟ اين انقلابيّون ، با بندگان شما و عربهاى بيابانى همراه بودند و هم‌اكنون در ميان شما هستند و هرقدر بخواهند شما را خشمگين مىكنند . در چنين اوضاع و شرايطى ، آيا امكان اعمال قدرت و نيرو براى كارى كه اراده كرده‌ايد ، مىبينيد ؟ ! آنان گفتند : نه . على ( ع ) فرمود : به خداوند سوگند ، من آن فكرى را كه شما مىكنيد ، نمىكنم ؛ زيرا اگر مسئله كيفر قاتلين عثمان به ميان آيد ، مردم سه دسته مىشوند : دسته‌اى هم‌رأى شما ، دسته‌اى مخالف شما و دسته‌اى بىطرف مىشوند و منتظر مىمانند تا اوضاع آرام شود و احساسات فروكش كند ، و حقوق حفظ شود . نسبت به من از روى صفا رفتار كنيد و در هر چه به شما گفته مىشود ، دقت كنيد ! » اين عده آمدند تا در حقانيت خلافت او و وظيفهء مردم ايجاد شك كنند و على ( ع ) هم سخنى گفت كه ترديدشان را بر طرف كرد و با عمل خود شك آنها را به يقين تبديل نمود . آمدند تا على ( ع ) را وادار كنند كه بر گروهى كه نه در اختيار او نه در اختيار خودشان بود ، حد جارى سازند ، كه از جملهء آنان ، بردگان ، موالى و اعراب صحرانشين وابسته به خودشان بودند . اما على ( ع ) دليلى آورد كه آنان اعتراف كردند كه وى بيش از آنها مىداند و بيش از آنان مىكوشد و بيش از آنچه ديگران توجه دارند ، متوجه است . ولى على ( ع ) آگاه بود و آنها گمراه بودند چرا كه در جايى كه بايد صبر و بينايى داشته باشند ، عجله و شتاب كردند !