بعيد بداند كه حكومت را ويژهء خود ، دنيا را مخصوص خود و مردم را غلام و نوكر خود مىشمارد ؛ كسى كه هر كه را مىخواست مىكشت و هر كه را مىخواست زنده نگه مىداشت .
براى تبيين نظر خود دربارهء بعيد دانستن انتساب نامه به مروان توسط دكتر طه حسين ، بيان رواياتى كه مىگويد نامه نوشتهء مروان بود ، و اينكه توطئه ، نتيجهء مشى سياسى و برنامهء حكومتى او بود و اينكه مروان عملًا حكومت را در دست داشته است ، بايد به موضوعات زير توجه كنيم :
موضوع اول اينكه تمام اسناد تاريخى - به رغم اختلاف مذهب صاحبان آنها - اتفاق دارند كه على ( ع ) به رهبرى هيأتى كه در آن عمار ، طلحه ، زبير و سعد حضور داشتند ، در حالى كه اين نامه در دستش بود و غلام و شتر عثمان را به همراه داشت ، بر عثمان وارد شد و دربارهء نامه با او به بحث و گفتگو پرداخت و پس از بحث فراوان ، براى صحابه روشن شد كه نامه را مروان نوشته است . آنان از عثمان خواستند كه مروان را تحويل دهد تا از او بازجويى كنند ، اما عثمان به خواستهء آنان اعتنايى نكرد و آنان خشمگينانه از نزد عثمان رفتند . در صفحات گذشته اين مسئله به تفصيل آمد .
موضوع دوم ، ديدگاه مروان دربارهء خلافت عثمان است . آيا عثمان در چشم مروان ، خليفهاى همچون ابوبكر و عمر بود و يا اينكه او را اموىاى مىدانست كه بايد بنىاميه بهوسيلهء او بر سر كار آيند و قدرتى را كه اسلام از آنها گرفت ، بار ديگر به دست آورند و در نتيجه ملت را دوباره به بردگى بكشانند . نظر آنان اين بود كه نبايد اين فرصتى را كه مدتها به انتظار آن بودند از دست بدهند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1764
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٦٤