تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1767

مساهمون:

ص١٧٦٧
چهارچوب نظريهء اموى جاهلى كه مىگفت خلافت ، قدرتى است كه از دست رفته و بار ديگر به‌دست آمده تجاوز نمىكند . موقعى كه ديدگاه واقعى مروان نسبت به عثمان آشكار شد ، كه زمامدارى خليفهء سوم تجسّم نژادپرستى و رهبرى بنىاميه است ، براى ما آسان خواهد بود كه جرأت و جسارت مروان بر خويشاوند و حامى خود عثمان را دريابيم . ما اين جرأت را بدين جهت به مروان منتسب مىكنيم كه در قلب و منطق و زبان مروان وجود دارد ؛ نه به عنوان جرأت و تجاوز ، بلكه آن را حقى مىداند كه طايفه بنىاميه - كه با اسلام هيچ‌گونه آشنايى ندارند و اسلام در روحشان اثر نگذاشته - از دوران جاهليت تاكنون متعلق به خود مىدانستند و در مشاوره‌هاى مروان با خويشاوند خود ، خليفه و در مشى سياسى او آشكار است . شواهد فراوانى بر اين مطلب ، كه استاد بزرگوار ، طه حسين آن را « جرأت » مىنامد ، در مشى مروان نسبت به عثمان وجود دارد و بيش از آن است كه ما در اين گفتار به آن نياز داريم . مروان بود كه نسبت به صحابهء پيغمبر ( ص ) و عثمان جسارت يافت ، كه به عثمان پيشنهاد داد كه همه اين جمعيت را كه در ميانشان علىبن ابيطالب ( ع ) ، عمار ياسر ، ابوذر غفارى و ديگران حضور داشتند ، بكشد . مروان بود كه جرأت يافت دربارهء عبدالله بن مسعود به عثمان فرمان دهد و بگويد : « ابن مسعود كوفه را عليه تو شورانده و تحريك كرده است . او را رها نكن كه شام را هم عليه تو برمىانگيزد . » عثمان هم بدون اعتراض و جدل ، سخن مروان را پذيرفت . مروان بود كه جرأت كرد عليه ابوذر و بدرقه‌كنندگانى همچون علىبن ابيطالب ( ع ) و دو فرزندش و برادر و دوستش اقدام كند و از جسارت خود دست
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1767 | جورج جرداق / خسرو شاهى