تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1763

مساهمون:

ص١٧٦٣
در چارچوبهء شكنجه ، تبعيد ، آوارگى و كشتار بود و در اين گونه امور ، صحابهء انقلابى و مخالف ، با مردم معمولى تفاوتى نداشتند ! ما نمىخواهيم با اين سخنان به تأييد كسانى كه مىگويند نامه را خود عثمان نوشته بشتابيم ، بلكه مىخواهيم واقعيت عثمان را كه با روحيّهء سازشكارانه ، نرمخو و فرمانبر خود در دام توطئه‌هاى درباريان بود ، روشن سازيم و بگوييم كه او چگونه در دام توطئه مروان و فرزندان حكم كه قدرت را در چنگ داشتند ، گرفتار بود . اگر قابل قبول و منطقى نيست كه عثمان به آن صورت عليه مسلمانان حيله‌گرى نمايد ، ولى اين پذيرفتنى است كه مروان او را مطابق ميل خود مىگرداند . با همهء اينها ، قبول نمىكنيم كه عثمان اين نامه را نوشته باشد و نيز بعيد مىدانيم عثمان در اينجا تسليم مشورت مروان شده باشد . دلايل ثابت‌تر و روشنتر ديگرى وجود دارد كه مسئووليت را متوجه مروان مىسازد . اكنون به بحث خود با استاد بزرگوار طه حسين باز مىگرديم . همان گونه كه بيان شد ، طه حسين اعتقاد دارد كه اصل داستان نامهء مشهور به دو دليل دروغ است و دليل سومى نيز براى بيان دروغ بودن اين داستان بيان مىكند كه به نظر ما از دلايل ديگر ، ضعيفتر است و آن اينكه نسبت دادن چنين كارى به مروان را بعيد مىشمارد ، به اين دليل كه « قابل قبول و منطقى نيست كه مروان چنين جسارت و جرأتى را بر خليفه داشته باشد كه چنين نامه‌اى بنويسد و به مهر خليفه مهر كند و با غلام و شتر عثمان هم بفرستد ! » در حالى كه هيچ تعجبى ندارد كه مروان چنين جرأتى را نسبت به خليفه پيدا كرده و نامه‌اى بنويسد و با غلام خودِ عثمان هم آن را بفرستد ؛ اما تعجب در اين است كه طه حسين اين جرأت را از مروان