تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1760

مساهمون:

ص١٧٦٠
ابىبكر هموار نمايند ، به حكم منطق و قضاوت عقل اگر همگى از مطيعان عثمان نبودند و اگر اين مردم همگى مانند ياران و نزديكان عثمان نبودند و اگر همگى از ياران و دوستان عثمان نبودند ، دست كم گروهى از آنها چنين بودند ؛ و با چنين وضعى چگونه ممكن است كه همگى نامه‌اى از زبان خليفه جعل كنند كه او از آن بىاطلاع باشد ؟ و اگر ديگران اين نامه را جعل كرده‌اند ، چگونه همگى به صحت آن گواهى دادند ؟ راستى اگر نامه از اصل دروغ باشد و بگوييم اصلًا نامه‌اى نبوده است و محمدبن ابىبكر هم به اتفاق يارانش به مدينه بازنگشته‌اند ، بلكه اين داستان را دشمنان عثمان پس از كشته شدن او اختراع كرده‌اند ، چرا نويسندگان و مورّخان و از جمله خود دكتر طه حسين شخصاً اعتراف مىكنند كه ياران پيامبر ( ص ) دربارهء اين نامه با مردم بحث كرده‌اند و از آنها مىپرسيده‌اند كه چگونه مردم كوفه و بصره از مطلب آگاه شدند در حالى كه هر گروهى به سويى رهسپار شده بودند ؟ ! به اعتراف طه حسين نامه‌اى وجود داشته است ؛ زيرا اقرار مىكند كه صحابه پيغمبر ( ص ) دربارهء آن بحث و جدال طولانى كرده‌اند . ولى چه كسى اين نامه را جعل كرده و اين حيله را عليه 1 مدبن ابىبكر ، 2 محمدبن ابىبكر و مهاجرين و انصار و همراهان او و مردم مصر كه دشمن ابن‌ابى سرح بوده‌اند ، طرح كرده است ؟ ! دكتر طه حسين انجام چنين كارى به دست شخصى چون عثمان را بعيد مىداند و مىگويد : « قابل قبول و منطقى نيست كه عثمان اين حيله را نسبت به مسلمين به كار ببرد و دسته‌اى را با وعده‌هايى راضى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1760 | جورج جرداق / خسرو شاهى