خود اعتراض كند كه چرا گروهى انگشتشمار ، منافع ملت را به خود اختصاص دادهاند .
اين نويسندگان همچون كسانى هستند كه به جاى اينكه سراغ درياى نزديك را بگيرند ، به دنبال نهر كوچك رو به خشكىاى كه از سرچشمه باران فاصله دارد ، هستند !
محقّقان در بيان بسيارى از حوادثى كه سبب كشته شدن عثمان شد ، اختلافنظر دارند . نمونهء روشن اين حوادث مورد اختلاف ، داستان محمدبن ابىبكر و نامهاى است كه از مدينه به مصر فرستاده شد ، كه در آن به فرماندار سابق فرمان داده شده بود كه والى جديد را به قتل برساند ، كه تفصيل آن قبلًا گذشت .
دربارهء اين داستان كه عدهاى آن را درست مىدانند و گروهى منكر آن هستند ، اندكى درنگ مىكنيم . دستهاى از محققين اعتقاد به صحت آن دارند و دستهاى ديگر امكان وقوع آن را بعيد مىشمارند . مهمترين نظرى كه منكرين اين داستان گفتهاند ، نظر استاد بزرگ ، دكتر طه حسين - كه در تاريخ اسلام و عرب نظريات بسيار با ارزشى دارد - است . نظريات او بهترين نظرياتى است كه دربارهء اين گونه مسائل تاريخى ارائه شده است . طه حسين در كتاب با ارزش خود عثمان چنين مىگويد : « دربارهء داستان نامهاى كه مورّخين مىگويند مصريان در موقع بازگشت به مصر به دست آوردند و به مدينه بازگشتند ؛ به نظر من اين مسئله از اصل دروغ است . بهترين دليل جعلى بودن قصّه ، اين است كه خود ناقلين مىگويند : صحابه پيامبر ( ص ) هميشه دربارهء اين نامه سخن مىگفتهاند و به بحث مىپرداختهاند و مىپرسيدهاند : در حالى كه هر گروه از شما به سويى رفتند ، مردم بصره و كوفه چگونه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1757
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٥٧