تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1754

مساهمون:

ص١٧٥٤
تحليل درستى از اين مسئله به‌دست مىدهند و علل انقلاب را به عوامل مشخص اجتماعى بازگشت مىدهند . طبرى مىگويد : عمدهء مسلمانان در اسلام سابقه نداشتند و در محافل و مشاغل به افراد با سابقهء اسلام برخورد نمىكردند . سابقين و صحابهء بزرگ بخششها و عطاياى دولت را ناچيز مىشمردند و آن را « جور و ستم » مىدانستند ، زيرا سهم آنان اندك بود . هنگامى كه يك نفر بيابانى و يا غلام آزاد شده به آنان برخورد مىكرد و با او سخن مىگفتند ، گفتارشان شيرين به نظر مىآمد . از اين جهت تعداد مخالفان عثمان رو به فزونى مىرفت ، در صورتى كه گروه موافق بسيار محدود بودند و روز به روز از تعداد آنها كاسته مىشد ! واقعاً عجيب و شگفت‌انگيز است كه نويسندهء معاصر ديگرى همچون احمد امين نيز دچار اين اشتباهات شده است . وى ابوذر غفارى را مردى ساده و آلت دست عبدالله بن سبا مىانگارد كه او را با افكار مزدكى گمراه ساخت تا بدين وسيله كشور اسلامى را به ويرانى بكشاند . از آن عجيب‌تر اينكه احمد امين بر ادعاى خود ، سخن طبرى را نقل مىكند . آنجا كه طبرى مىگويد : « ابوذر در شام قيام كرد و پيوسته مىگفت : اى ثروتمندان ، با فقرا مواسات كنيد و كسانى را كه طلا و نقره مىاندوزند . . . » « 1 » راستى چگونه احمد امين ، دعوت ثروتمندان را براى كمك به نيازمندان ، انديشه‌اى مزدكى مىشمارد و آن را انديشهء اسلامى خالص نمىداند ؟ ! آيا احمد امين ارتباط و انسجامى در اين گفتار ابوذر
هامش
( 1 ) فجرالاسلام ، ص 110