مسلمانان عرضه كرده و از آن دفاع نموده است ؟ ابوذر در اين سخنان ، به نبرد با كسانى پرداخته كه اسلام با آنان مخالف است و با آتش جهنم هشدارشان داده است !
ابوذر پنجمين فردى كه اسلام آورد و صحابى پيامبر ( ص ) و دوست دو خليفه و پرچمدار شيعيان على ( ع ) بود . چرا به اين انديشه نرسد كه ثروت از آن ملت است و ملت بايد از آن استفاده نمايد و تنها متعلق به افراد معدودى نيست تا آن را ذخيره كنند . و اين اصل يكى از حقوق ملت و از واجبات است ؟ كسى همچون ابوذر چرا به اين فكر نيفتد كه اموال مردم در زمان عثمان به دست گروهى انگشتشمار افتاده و سودطلبى و ستمگرى بر دستگاه عثمان حكومت مىكند و اسلام حقيقتى وراى اعمال اينهاست و مسلمانان بايد اوضاع خود را دگرگون كنند ؟ !
و نهايت اينكه ، آيا ابوذر و مسلمانان ، نيازمند راهنمايى عبداللّهبن سبا بودند تا بدانند عثمان راه شاهان و خوشگذرانها را در پيش گرفته و نزديكان و ياران خود را به رياست و قدرت و مال رسانده است و ابوذر خود نمىفهميد كه حاكمان گمراه شدهاند و مسلمانان هم درنمىيافتند كه حقوقشان زير پا گذاشته شده و زيان كردهاند كه در پى تعليمات عبدالله بن سبا ، ابوذر قيام كند و ملت هم همراه او انقلاب كنند ؟ !
اين نويسندگان ، عبدالله بن سبا و مرام مزدك را دريافتهاند ، اما ابوذر و اسلام را نشناختهاند . از تحريك ابن السوداء عليه حاكمان به وحشت افتادهاند و خشم ملت از عثمان را ناشى از اين مسئله دانستهاند . اما آنچه را كه مايهء قيام مردم عليه عثمان شد ناديده گرفته و آنها را نگران نساخته است ! طبيعى است كه هر ملتى عليه زمامدار
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1756
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٥٦