درگيرى به ميان نمىآورد افتاد ، بر وحشت آنان افزوده شد ! تعجب آنان هنگامى به اوج مىرسيد كه مىديدند علىبن ابيطالب ( ع ) با بيانى محكم و آرام سخن مىگويد و آنان را منقلب مىسازد و خودش تغييرى نمىكند . آنان در مقابل دلايل و منطق او ديگر پاسخى نداشتند !
على ( ع ) در مواضع خود بر حق بود و نفع و ضرر خود و اسلام را به خوبى تشخيص مىداد ، پس چرا به اين وضع و اين بيعت راضى شد ؟
گرچه حيرت و تعجب ياران على ( ع ) زياد بود ، اما آنها از يك مطلب غفلت داشتند كه على ( ع ) نه تنها آن را فراموش نكرده بود ، بلكه همان مورد توجه و نخستين علت اطمينانخاطر و آرامش آن حضرت بود ! على ( ع ) در بنيانگذارى اسلام سهم بزرگى داشت و به همين جهت در مقابل حوادث ، صلابتى بىنظير داشت . و اكنون هم از وجود خود مايه مىگذارد و بهاى ديگرى براى حفظ رسالت اسلام كه در معرض خطر بزرگى قرار گرفته بود ، مىپردازد . زيرا على ( ع ) مىديد كه اگر اعتراض كند ، مردم برمىآشوبند و به نبرد عليه يكديگر مىپردازند و اسلام به خطر مىافتد ! چرا چنين نباشد ؟ اين از طبيعت و خوى بزرگان واقعى و فداكار است . او از اينكه در راه رسالت اسلام ، فداكارى جديدى را نشان دهد ، باكى ندارد .
موضع على ( ع ) در برابر جريان تبعيد ابوذر ، شبيه موضع آن حضرت در داستان سقيفه است !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1722
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٢٢