يكى از مسلمانانم ، از آنچه ديگران هم بهره ببرند ، من بهره خواهم برد . » سپس پولها را به عثمان بازگرداند ! در اين وقت در خانه ابوذر تنها دو نان جوين خشك وجود داشت !
عثمان ، ابوذر را به جلادانش سپرد و بعد دستور داد كه او را به بيابان خشك و سوزان « ربذه » كه نه انسانى در آنجا زندگى مىكرد و نه حيوانى در آن وجود داشت و فقط درختان وحشى ( عَبَب ) به چشم مىخورد ، تبعيد نمايند .
زمان تبعيد ابوذر كه فرارسيد ، عثمان براى اهانت و آزار بيشتر دستور داد كسى با او سخن نگويد و او را بدرقه نكند . تنها پنج نفر جرأت يافتند با عثمان مخالفت كنند و ابوذر را بدرقه نمايند كه عبارت بودند از : علىبن ابيطالب ( ع ) ، عقيل برادر حضرت ، حسن و حسين ( ع ) و عماربن ياسر .
تبعيد ابوذر زير نظر مروان بن حكم ، سرچشمهء جنايت و زشتى ، انجام گرفت . مروان دستور عثمان را دربارهء جلوگيرى مردم از سخن گفتن و وداع نمودن با ابوذر و يا خداحافظى با همسر و فرزندانش ، اجرا كرد . ولى گستاخى را به جايى رسانيد كه خواست على ( ع ) و همراهان وى را نيز از بدرقه نمودن ابوذر بازدارد ، اما على ( ع ) از جسارت مروان سخت خشمگين شد و نهيبى بر او زد و با تازيانه بر سر اسب او كوفت و فرمود :
« دور شو . خدا تو را به آتش جهنم بيفكند ! » سپس رو به ابوذر كرد و در حال توديع خطاب به او فرمود :
« اى ابوذر ! تو به خاطر خدا خشمگين شدى ، پس به آن كس كه به خاطر او خشم نمودى ، اميدوار باش ؛ آنان ، براى دنيايشان از تو
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1718
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧١٨